کافی شاپ

قهوه خانه سابق

کودک والد بالغ

همان روزی که مطلب بچه های ايران - بچه های غربی را نوشتم دوست داشتم مطلبی در حاشیه آن اضافه کنم. این فرصت دست نداد ....تا امروز.

نمیدانم کتاب "وضعیت آخر" را خوانده اید؟ در این کتاب به مطلب جالبی اشاره میشود. نویسنده میگوید که واکنشهای ما به محیط اطراف یا بعد کودکانه دارد و با رفتارهای کودکانه هم خوانی دارد. یا آنکه آن چیزی است که بدون استدلال و بنا بر فشار روانی والدین از آنان بطور دربست گرفته ایم یا آنکه حاصل تعقل خود ماست. نویسنده این سه را به ترتیب کودک والد و بالغ مینامد. این موضوع را به راحتی در اطرافیان خود میتوانید مشاهده کنید. مثلا فرض کنید که با قطع برق مواجه شده اید. کودک میگوید: وای بازم برق رفت. اینجوری من دیگه کار نمیکنم. والد ( که غالبا جملات خود را با کلمه باید میسازد) خواهد گفت : باید فکری برای قطع برق بشود. و بالغ به بهترین راه حل عملی فکر میکند.

نميدانم آيا برداشت من از اين کتاب صحيح بوده است ( خصوصا که بيش از ۱۰ سال از خواندن آن ميگذرد و وقت آن رسيده تا بار ديگر بر آن نگاهی بيندازم.) ولی مقدمه بالا را گفتم تا در توجیه وضعیتی که دوست عزیزمان در وبلاگ صندوقخانه تشریح کرده بود بگويم: شاید کودکان ایرانی در دوره نوجوانی یا به قولی تین ایجری به علت فشار شدید خانواده والدین و جامعه به نوعی دارای والد غالبی در رفتارهای خود میشوند که ظاهری زیبا و فریبنده به رفتارهای آنان میدهد بدون آنکه خود بدانند چرا و به چه علت. بر عکس نوجوانان غربی به علت آزادی عمل بیشتر دست به آزمون و خطا میزنند و بالغ آنان رشد میکند و آنچه بعد از 20 سالگی ابتکار عمل را در وجود آنان به دست میگیرد بالغی رشد یافته و تجربه اندوخته است.

نظر شما چیست؟

  
نویسنده : قهوه چی ; ساعت ۱٠:٤٢ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٧ دی ۱۳۸٢
تگ ها :