کافی شاپ

قهوه خانه سابق

اشکال از گوشت است. به گوشت کوب خود دست نزنيد.

مطلب زيبايی در وبلاگ زير درختان گيلاس ( البته مربوط به چند روز پيش - چون چند روز غايب بودم ) ديدم:

اين روزها بحث زياده بر سر اينکه رای بديم يا نديم. با توجه به اينکه تو وبلاگها و مطالبی که می‌خونم هيچ حزب اللهی و طرفدار حکومتی وجود نداره پس من در واقع دو دسته نظر می‌بينم: 
۱- کسانی که با وجود ناراضی بودن از حکومت فعلی٬ با رای دادن موافقند يا مرددند
۲- کسانی که با رای دادن مخالفند و تمام نيروشون رو جمع کردن برای کوبيدن و توهين کردن به حکومت فعلی و بعضی‌هاشون به کسايی که رای می‌دن هم رحم نمی‌کنند

من اصلاْ نمی‌خوام سر اينکه رای دادن بهتره يا رای ندادن چيزی بگم.فقط يه نگاهی به رفتار گروه دوم بکنيد.به نظر من اينها تفاوت زيادی با حکومت فعلی ندارن.همونطور که حکومت فعلی چشم ديدن مخالفانش رو نداره٬ اينها هم ندارند.فقط فرقشون اينه که امکاناتشون متفاوته يعنی زندان و بازداشتگاه ندارن که مخالفانشون رو زندانی کنند. باور نمی‌کنم اين کسانی که اينقدر از پر بودن زندانها و نقض شدن حقوق بشر در ايران داد و فغان می‌کنند٬ خودشون اگه حکومت رو به دست بگيرند٬ زندانها رو خالی کنند.يه حساب سر انگشتی نشون می‌ده که زندانيهای فعلی يا جرم اجتماعی و اخلاقی دارند که هيچ کس راضی به آزاديشون نيست و يا جرم سياسی٬ کسانی که جرم سياسی دارند هم به جز تعداد کمی٬ مورد غضب مخالفين هستند( امثال گنجی و باقی و ...که گفته می‌شه به اندازه کافی مقصرند و دوستان آزاديخواه کلی هم از به زندان افتادنشون خوشحالند).بنابراين اگه يکی از اين گروههای مخالف فعلی بيان سر کار٬  تنها کسانی که از حبس ميان بيرون امثال باطبی هستند که هيچکس با زندانی بودنشون موافق نيست جز حکومت فعلی و در عوض تعداد زيادی از کسايی که الان آزادند مثل حکومتی ها و دولتی ها٬ زندانی ميشن.
معلوم نيست کسانی که خودشون نمی‌تونن حتی توی اين فضای غير سياسی و کوچک نظر مخالفشون رو تحمل کنند(يا حداقل توهين نکنند) چطوری فکر می‌کنند حکومت فعلی موظفه نظر مخالفش رو تحمل کنه! يا شايد اينها وقتی به مقامی می‌رسند ۱۸۰ درجه تغيير ميکنند؟حتماْ هم در جهت مثبت!
تا حالا کسی به اين دوستان گفته که مشکل مردم ايران با حکومت فعلی بر سر وجودِ گوشت کوبه نه جهت کوبيدنش؟!!!! دليل اينکه هيچکدوم از گروهها و حزبهای مخالفِ حکومت فعلی هم واقعاْ بين مردم طرفدار قابل توجه پيدا نمی‌کنند اينه که همه اينها گوشت کوب دستشونه فقط جهت کوبيدنش رو تغيير می‌دن.همشون از کلمات آزادی و دموکراسی و ...به دليل قشنگ بودنشون استفاده می‌کنند٬ وقتش که برسه٬ به اولين مخالف که رسيدند٬ تا جايی که در توانشون باشه خدمتش می‌رسند.

کاملا با اين نظر موافقم. مدتها بود که ميخواستم اين موضوع را به بيانی بگويم تا اين متن را ديدم. واقعيت آن است که ما برای حل مشکلاتمان خيلی عجله داريم. همين عجله باعث ميشود تا به افراط و تفريط بيافتيم. عوض تبادل افکار و بحث و رقابت و ..به سياست مشتهای محکم و دهانهای خورد شده رو بياوريم.اين خصيصه کم و بيش در نزد تمامی گروههای مدعی وجود دارد چون مردم انتظار آنرا دارند. امروز پس از گذشت ۶ سال از اياست جمهوری خاتمی بسياری عملکرد وی را ضعيف ارزيابی ميکنند چرا که به پر و پای ديگران نپيچيده. حرفی يا عملی از او سر نزده تا دل مردم را خنک کند. به قصد نابود کردن و از صحنه خارج کردن با ديگران سر شاخ نشده. خاتمی به دليل اين خصيصه ها امروز سازشکار و بی عرضه ارزيابی ميشود. در چنين جامعه ای هر کس بخواهد وارد کار سياسی شود مسلما در کوتاه مدت ميفهمد که برای به دست آوردن دل مردم بايد شعارهای آنچنانی بدهد. طرف مقابل را سکه يک پول کند و توهين کردن و فحاشی و موارد مشابهی که باعث خنک شدن دل طرفدارانش ميشود را فراموش نکند. در نظر مردم ما چنين سياستمداری حتی اگر کاری از پيش نبرده باشد حداقل حرف خودش را زده يا فرياد مردم را به گوش دژخيمان !! رسانده و...آری سياست گوشت کوبی در خون ماست. اشکال از گوشت کوب نيست. به گوشت کوبهای خود دست نزنيد. گوشت را درست کنيد.

  
نویسنده : قهوه چی ; ساعت ۱:۳٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٩ دی ۱۳۸٢
تگ ها :