کافی شاپ

قهوه خانه سابق

آهستگی و سرعت

کتاب آهستگی اثر میلان کوندرا از زیباترین رمانهای اوست که به سبب اشاره مستقیم نویسنده در داستان به برخی مسائل جنسی امکان ترجمه و انتشار در ایران را (حتی با سانسور ) ندارد ولی این کتاب ترجمه شده و بصورت الکترونیک انتشار یافته است.

یکی از مفاهیم کلیدی که نویسنده در این اثر بر آن تاکید میورزد سرعت است. امروز ما به شدت به سرعت معتاد شده ایم. پیشرفت ( به مفهوم تغییر در وضعیت موجود به سمت وضعیتی بهتر و ایده آل تر ) به صورت یکی از ارزشهای غیر قابل انکار بشریت درآمده است و هر ارزش دیگری در برابر آن به آسانی رنگ می بازد. محوریت در زندگی امروز بشر پیشرفت هرچه سریعتر است.

این محور باعث شده تا دنیای اطراف ما به سرعت تغییر کند. تنها فکر کنید در همین چند سال اخیر چقدر محیطی که در آن می زیستیم شامل تجهیزاتی که استفاده میکنیم...قراردادهای اجتماعی....اداب و سنن و.... تغییر یافته است. تا همین 10 سال پیش اثری از موبایل و اینترنت و کامپیوتر و برنامه های کامپیوتری و بازیهای آتاری و ...نبود. حتی در ایران پیش بینی وضع هوا نداشتیم. این تغییرات آنقدر عمیق است که گاهی از خود میپرسیم راستی وقتی که اینتر نت نبود چکار میکردیم؟

در یکی از کتابهای الوین تافلر خواندم اطلاعاتی که یک نفر اروپایی در قرن هفدهم در طول عمرش دریافت میکرد به اندازه اطلاعات موجود در یک شماره مجله نیوزویک امروز است. بشر امروز در دنیایی سراسر تغییر و در میان هجوم اطلاعات و در کورس سرعت پیشرفت و تغییر با دیگران گذاشته شده.

بیایید به سالها قبل در جامعه سنتی خود برگردیم. نوزادی در یک روستا یا شهر به دنیا می آمد. در زمان تولد تمامی امکاناتی که تا پایان عمر مورد استفاده او قرار میگیرد مشخص بود. یک پسر بطور مثال میبایست مهارت اسب سواری پیدا کند. کشاورزی را یاد بگیرد. با دام پروری آشنا شود و با آداب و رسوم منطقه خود آشنا شود. نسلهای بسیاری قبل از او این مهارتها را آموخته بودند و او راهی را در پیش رو داشت که قبلا کوبیده شده و شناخته شده بود.

نوزادی که امروز به دنیا می آید نمیداند که در 20 سالگی در چگونه جهانی زندگی خواهد کرد. چه کسی 20 سال پیش میدانست که نوزادها باید کار با کامپیوتر و اینترنت را در 20 سالگی یاد بگیرند تا بی سواد محسوب نشوند؟

تغییرات سریع محیط زندگی و شرایط زیست در جامعه باعث شده تا بشر آرامش ناشی از اطمینان و شناخت آینده را از دست بدهد. بشر امروز نگران است. نگران از آینده. نگران از وا ماندن در بازی پیشرفت و تغییر. نگران از روزهایی که خواهد آمد و او نمیداند که آیا از پس انتظاراتی که از او در آن روزها خواهند داشت بر می آید یا خیر.

چه لزومی دارد اگر با رشد اقتصادی 5% پیش میرویم آنرا به 6% برسانیم؟ اگر این یک درصد اضافه آسایش ما را بر هم زند آیا صرفه خواهد داشت؟ اینجاست که مفهوم محوریت سرعت را در زندگی امروز پیدا میکنیم. آیا هیچگاه فکر کرده ایم که پیشرفت تا کجا؟ آیا آرامش را با سرعت و پیشرفت بیشتر در ترازوی عدل خود سنجیده ایم؟ فکر نمیکنم.

  
نویسنده : قهوه چی ; ساعت ٩:٥۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٧ اسفند ۱۳۸٢
تگ ها :