کافی شاپ

قهوه خانه سابق

باز باران با ترانه.....

باز باران با ترانه

با گهرهای فراوان

ميخورد بر بام خانه

يادم آرد روز باران

گردش يک روز ديرين

خوب و شيرين

......

تقريبا هر بار که هوا بارونی ميشه ياد اين شعر زيبا ميوفتم که اون قديما توی کتابای درسيمون ميخونديم و حالا بعد از گذشت سالها ( و فراموش کردن يه تيکه هايی از اون) هنوز فکر ميکنم اين شعر لطيف ترين شعريه که تا به حال خوندم. ساده و زيبا و روان و بسيار با احساس گفته شده. نظر شما چيه؟

  
نویسنده : قهوه چی ; ساعت ۱٢:٤٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٦ آذر ۱۳۸٢
تگ ها :