جهانگردی

باید اعتراف کنم قدیم ها وقتی کلمه جهانگردی را میشنیدم اصلا به معناش فکر نمیکردم. شاید چون اهمیت جهانگردی را نمیدانستم. امروز با دید دیگری به این مقوله نگاه میکنم.

جهانگردی یکی از قدیمی ترین رفتارهای بشری است. از قدیم بشر بنا بر غریزه کنجکاوی اقدام به ترک دیار میکرد تا به دنبال حقیقت بگردد یا تجربه کسب کند. شیخ اجل سعدی شیرازی (همشهری عزیزم!) یکی از نمونه های تاریخی جهانگردی است. البته جهانی که سعدی در زمان خود به سیر و سفر در آن پرداخت بخش کوچکی از جهان امروزی است که خاورمیانه نامیده میشود. یکی از اولین ایرانیانی که این کره خاکی را زیر پا گذاشتند برداران امیدوار بودند. برادران امیدوار در اوایل قرن بیستم طی دو سفر تقریبا تمامی جهان را دور زدند. سال گذشته سایت بی بی سی با آنان مصاحبه کرد. برادران امیدوار سایت دارند، کتاب خاطرات آنها چاپ شده و نمایشگاهی هم در کاخ گلستان (اگر اشتباه نکنم) دارند.

اما جهانگردی چه نفعی دارد؟ اولا جهانگردی ما را با فرهنگهای ملل مختلف آشنا میکند. شاید بپرسید چرا لازم است با فرهنگهای دیگر آشنا شویم. واقعیت آن است که علیرغم فرهنگ غنی ایرانی بد نیست با سایر فرهنگها هم آشنا شویم و چیزهایی از آنها یاد بگیریم. همیشه چیزهایی برای یادگیری هست. گاهی سایر ملل برای ما مردمانی متفاوت و ناشناخته اند و نیاز است تا با آنها نزدیکتر شویم. بگذارید مثالی بزنم. به یاد دارم در یکی از فیلمهای قدیمی ایرانی ساکنان یک روستا از آزار و اذیت مردم ده مجاور در عذاب بودند. کارگردان توانای فیلم تلاش کرده بود حس تنفر از مردم ده مجاور را به بیننده القا کند. برای این منظور در تمام فیلم هیچگاه بیش از نمای دور از مردم ده مجاور نشان داده نمیشد. دلیل این بود که اگر کارگردن تصویری از نمای نزدیک آنها نشان میداد آنگاه بیننده میدید که مردم ده مجاور هم مردمانی شبیه به همین ده هستند و لذا نمیتوانستند حس تنفری را که کارگردان از ساکنان ده مجاور در آنها ایجاد کرده بود حفظ کنند! میخواهم بگویم برخورد نزدیک با سایر ملل باعث میشود تا آنها را به عنوان همنوعان خود بهتر بپذیریم. به نظر من اگر درصد قابل توجهی از مردم دنیا امکان ملاقات همنوعان خود را از کشورها و ملل مختلف پیدا میکردند آنگاه صلح جهانی محقق میشد و هیچ کس نمیتوانست انسانها را به هر دلیل واهی به کشتن یکدیگر ترغیب کند.

یکی دیگر از فواید جهانگردی کمک به خودشناسی است. تا زمانی که تنها افرادی را با فرهنگ و زبان و دین شبیه به خودمان ملاقات میکنیم نمیتوانیم از بیرون به خودمان نگاه کنیم. جهانگردی و زندگی در میان یک فرهنگ متفاوت باعث میشود تا از یک سو تمام وجوه فرهنگی خود را بازخوانی کنیم چون در معرض یک فرهنگ متفاوت هستیم و باید در بین اطرافیان یا حتی در ذهن خود از تمام رفتارهای خود دفاع کنیم. از سویی دیگر باعث میشود تا بتوانیم خصوصیات منحصر به فرد فرهنگیمان را بهتر بشناسیم.

اما منظور از جهانگردی چیست؟ غالبا اولین برداشتی که از جهانگردی میشود سفرهای توریستی است. به نظر من سفرهای توریستی که شامل سکونتهای چند روزه، چند هفته ای و غالبا کمتر از یک سال در شهر یا کشور مقصد است چندان مفید نیست. غالب این سفرها که تفریحی، زیارتی، کاری یا مثلا به قصد درمان بیماری است نمیتواند فرد را با واقعیتهای جامعه مقصد آشنا کند. شما باید این فرصت را پیدا کنید تا زندگی معمول و روزمره مردم را ببینید. با آنان به عنوان یک عضو آن جامعه نشست و برخاست کنید نه به عنوان نوعی مهمان (توریست!). با آنها کار کنید. رقابت کنید. بجنگید. دوستی کنید. نگرانی ها و امیدهایشان را بشناسید. خلاصه آنکه با واقعیت های زندگی آنها روبرو شوید. سفرهای توریستی اما غالبا به برداشتهای سطحی منجر میشود و فرد بیش از آنکه دید جدیدی نسبت به کشور مقصد پیدا کند سعی میکند تنها برای اعتقادات قبلی خود شواهد بیشتری پیدا کند. مثلا اگر اعتقاد داشته است که اهل تسنن در کشورهای عربی منطقه درستکارتر از ما هستند در سفر به این کشورها شواهدی از این دست را می بیند و به ذهن می سپارد. سفرهای طولانی تر اما انسان را با واقعیتهایی متفاوت با اعتقادات و برداشتهای او روبرو میکند و کم کم میتواند طرز تفکر و تلقی او را تحت تاثیر قرار دهد.

در عصر تکنولوژی امکان جهانگردی مجازی با اینترنت هم فراهم شده است. قرینه قدیمی تر اینگونه جهانگردی مطالعه کتاب یا مشاهده فیلم است. این دو خصوصا مطالعه کتاب میتواند اطلاعاتی عمیق تری به شما دهد که شاید با سالها حضور در کشور مقصد هم به آن دست نیابید اما از سویی هیچگاه جای برخورد مستقیم با ملل مختلف را نمیگیرد. به نظر من این دو روش در کنار هم میتواند کمک کننده باشد و به تنهایی کمک چندانی نمیکند. 

/ 8 نظر / 14 بازدید
علی

عباس جان. من عقيده دارم ديدار توريستی که همان ديدار فاميل و آشناست بايد يک هفته يا دو هفته باشه. شما ماشاالله يک سال برای اين بازديد وقت تعيين کرديد. خدا را خوش نمياد. يک فکری هم به حال صاحبخونه بکنيد. مخلصيم.

من و تو ( تو )

آشنايی از طريق کتاب و اينترنت هم خوبه. ولی از نزديک يه چيز ديگه اس آشنايی با فرهنگ وآدمای مختلف و ديدن جاهای ديدنی. من عاشق سفرم.

طيبه

چه قدر دلم می خواد تمام دنيا رو بگردم و همه جا رو ببينم با مردم حرف بزنم . ببينم چطوری زندگی ميکنن با فرهنگشون آشنا بشم. عجب آرزوهايی. دست نيافتنی

ياسمن

می خواستم بگم خود شناسی هست ولی وقتی کامل خوندم ديدم خودتون هم اشاره کرديد. با نظرتون موافقم. هميشه چيزی برای يادگيری هست اين هم درسته و اینکه يادگيری هم چيزی برای پيشرفته... پيروز باشيد. بدرود.

امير

با اجازه شما من قبلا ستون طنز رو به اسم قهوه خانه می نوشتم و الان کافی شاپ: قبلی هفته نامه غرب بود و الان هفته نامه آوا...خوش باشيد

زيتا

سلام.شايد هم بخاطر همين هست که همه آدمها سفر کردن را دوست دارند.سفر بهترين داروی راسيسم هست.

ونوس

سلام استاد گرامی مدتی بود ازتون خبر نداشتم.و حالا خوشحالم که آنچه را نوشته اید خواندم. از این به بعد همیشه به شما سر خواهم زد. امیدوارم اگه دانشجوی(حیدری) خودتون رو قابل بدونین شما هم به من یه سر بزنین. دوست داشتم قبل از رفتنتون از شما یه تشکر حسابی کنم ولی تا متوجه شدم شما از ایران رفته بودید . من از شما خیلی چیزها یاد گرفتم و الان با تمام وجودم می گویم به خاطر همه آنچه به من یاد دادید سپاسگذارم. امیدوارم تحصیلاتتان زودتر به پایان برسد و به ایران برگردید. شاگرد کوچک شما

افشين

خيلي قشنگ نوشتي.۲ نكته:اول اينكه جنبه اقتصادي جهانگردي هم خيلي مهم است هميشه هم مهم بوده و دوم اينكه سفرهاي توريستي كوتاه هم ميتواند به شناخت بيشتر كمك كند .