تصميمات جمعی

در دوران دانشجويی در يک تشکل علمی عضو بودم و برای مدتی مسئوليت اين تشکل را بر عهده داشتم. يکی از اصولی که در مدت تصدی اين مسئوليت همواره خود را به آن پايبند می دانستم تصميم گيری بر اساس آرای جمع بود. اين رويه البته در همان جمع دانشجويی مخالفانی داشت. عده ای معتقد بودند بعضی افراد از لحاظ ذهنی قابليتهای بالاتری برای تصميم گيری صحيح دارند و بايد به نظر آنها ارزش بيشتری داده شود. واقعيت امر هم نشان ميداد که جمع هميشه بهترين تصميم ها را نمی گيرد. اين دوران مصادف بود با انتخابات دوم خرداد ۷۶. در همان ايام برای انجام يک پروژه تحقيقاتی به يکی از مدارس کرمان رفته بودم و در دفتر مدرسه منتظر سر آمدن زنگ تفريح بودم تا دانش آموزان به سر کلاس بروند و من کار خود را شروع کنم. دبيران و ناظم و مدير بحث انتخابات را داشتند و هر کس بنا به اعتقاد خود نظری می داد. يکی از حاضرين عقيده جالبی ابراز داشت. وی گفت: اصولا رای گيری معنايی ندارد. بايد جمعی از بهترين های کشور گرد هم آيند و فردی را برای تصدی رياست جمهوری برگزينند. وی برای اثبات گفته اش مثالی زد و گفت مثلا اگر در زمان حضرت محمد (ص) رای گيری می شد شايد سلمان و ابوذر و ياران نزديک به آن حضرت رای می دادند ولی اکثريت مردم امکان داشت فريب ابوسفيان ها را بخورند و به امثال او رای دهند. گفته های او کاملا با اعتقاد غالب ذهنی من در تضاد بود و مرا به فکر فرو برد. با خود گفتم اگر واقعا می دانيم که اکثريت مردم عوام هستند و عوام بيش از خواص اشتباه ميکنند پس چرا بايد سکان جامعه را به دست نظر اکثريت بدهيم؟ نتيجه ای که در آن زمان بدان رسيدم و هنوز هم بدان معتقدم اين بود که تصميم گيری بر اساس نظر جمع اولا باعث تبعيت بيشتر افراد و پايبندی آنان به قراردادهای اجتماعی ميگردد و از سويی ديگر در صورت اشتباه نيز امکان تجربه آموزی را به همه مردم ميدهد. به عبارت ديگر جامعه ای که فرصت اشتباه کردن داشته باشد در دراز مدت پخته تر خواهد شد. اين فکر را با دوستان دانشجو در همان جمع در ميان گذاشتم و پذيرش نظر جمع برای اکثر آنها قابل قبول تر شد.

راستی: وبلاگ نيم نگاه را وبلاگی خواندنی يافتم. حتما سری به آن بزنيد. در پست اخيرش در مورد علل به اشتباه افتادن تصميمات جمعی نکته ای نوشته که مطالعه آن جرقه ذهنی مطلب بالا را در ذهن من ايجاد کرد.

راستی ۲: اين علی آقا با اين روياهای گمشده اش خيلی ما رو برد توی حس و حال ديارمون. يادم افتاد به اونکه ميگفت:« به ياد يار و ديار آنچنان بگريم زار.....که از جهان ره و رسم سفر براندازم.»

/ 19 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
samina

اولا که من همينجام!ثانياْ از خدا که پنهان نيستاز شما چه پنهان من تو خونه کامپیوتر ندارم و تو دانشگاه هم همه ساعتی نمی تونم پای اینترنت بشینم!! چون تا صدام میکنن برای کاری یا پاسخگویی به تلفنی و... یکی میاد جای من میشینه !!! تا با هزار کلک اونو از جاش بلند کنم کلی طول میکشه!ثالثاْ اینقدر اینجا کار ریخته سرم که واقعاْ فرصت کافی ندارم

mehdi

در تأييد حرفهات بايد بگم که علاوه بر اون چه گفتی٬ بحث بهترين روش يه بحثه و بحث حقوق افراد جامعه يه بحث ديگه. شايد دموکراسی بهترين روش نباشه ولی بيشترين حق رو برای افراد جامعه تأمين می‌کنه. يا حق!

مریم

سلام وبلاگ قشنگی دارید خصوصا مطالبش زیبا و خواندنی است براتون آرزوی موفقیت می کنم به من هم سر بزن و نظر بده خوشحال می شوم موفق بایشید

پندار

سلام دوست عزیزم! قرابت ذهنی بنده و شما شگفت انگیز است. من هم تصميم داشتم مقاله ای با مضمون نقدی بر دموکراسی در کشورهای در حال توسعه بنويسم و همین مطالبی که عنوان کردید را مورد بررسی قرار دهم. اينکه دموکراسی در جوامعی قابل انجام است که مردمانش به يک بلوغ قکری نسبی رسيده باشند. به هر حال عالی بود. منتظر آپهای بعديتان هستم.

هستی

سلام . مسئله عمیقی را اشاره داشتید .قکر میکنم تجربه آموزی بستگی به مسائل حاشیه ای هم دارد حد اقل تاریخ کشور ما این مسئله را تائید نمی کند ..

Fati

اون نظر معلمه ميشه يه چيزي تو مايه هاي همين خبرگان رهبري

هاپوتی

سلام. ممنون از لينکی داديد. منظورم لينک نيم نگاه هست. بعد از خوندن مطلبتون رفتم اونجا و کلی سرگرم خوندنش شدم. يه مامان نازنین. خوشحالم که با وبلاگش اشنام کردید. اصلايادم رفت نظرم در باره مطلبتون چی بود. ... مخالف نبودم.... موفق باشيد

هستی

از نیم نگاه خوشم اومد ممنون از معرفی آن و همینطور عکسهای زیبای رویاهای .. . موفق باشید .

ghazal

سلام . خسته نباشيد. بازم می خوام راجع به نوشته ام نظر تخصصی بدين. اپ کردم و منتظرم

کاميار

اول دارمبه یک سفر تفريحی دارم ميرم و بعدش به يک سفر ...