سیاه، سفید - خاکستری - رنگی

از زمان بچگی خاطرات کم‌رنگی از تلویزیون شاب لورنس سیاه سفیدمان در ذهنم مانده است. یادمه وقتی روشن‌اش می‌کردی باید می‌رفتی یه دوری توی حیاط می‌زدی و برمی‌گشتی تا گرم شده باشه و تصویرش اومده باشه! کمی بعد اما  تلویزیون‌های رنگی به بازار اومدند. مردم هم تلویزین‌هاشون رو به تلویزیون رنگی تبدیل کردند آخه همه تصویر رنگی را به سیاه و سفید ترجیح میدهند!. اون‌هایی هم که تا اون زمان تلویزیون نداشتند از همون اول تلویزیون رنگی خریدند. شاید تنها 10 تا 20 سال طول کشید تا تصویر تلویزیون‌ها در غالب خانه ها رنگی شد. با این حال تصویردنیا در ذهن بسیاری از مردم هنوز سیاه و سفید مانده است. با خودم فکر می‌کنم ای کاش می‌شد به همین سرعت تصویرهای ذهنی مردم را هم رنگی کرد!

سیاه و سفید دیدن غالبا یا ناشی از بی‌اطلاعی و فریفتگی است یا حاصل غرض‌ورزی و سوءنیت. کسی که دنیا را سیاه و سفید می‌بیند نمی‌تواند به حقیقت پی ببرد. سیاه و سفید دیدن یعنی چشم بستن به نقاط قوت طرف مغضوب و نقاط ضعف طرف محبوب. متاسفانه این طرز تفکر هنوز در ما شایع است. گاهی کسی یا چیزی را به عرش می‌بریم و هیچ نقطه سیاهی را بر دامانش برنمی‌تابیم و گاهی هم برعکس او را مظهر همه بدی‌ها می‌انگاریم و حاضر به پذیرش کوچکترین خوبی در او نیستیم. تعصب‌های بی دلیل ریشه در همین نگاه‌ها دارد.

کسانی که یک گام از بقیه در این زمینه جلوتر هستند دنیا را خاکستری می‌بینند. در این نوع نگاه، دو قطب مطلق خوب و بد وجود دارد و همه چیزها بین این دو قطب پراکنده هستند. این نحوه دید نسبت به سیاه و سفید دیدن این برتری را دارد که کمی جا را برای مقایسه باز می‌کند و انسان منصف می‌تواند دست به مقایسه بزند و برخی خوبی‌ها را در محبوب خود و برخی بدی‌ها را در مغضوب خود ببیند. اشکال کار در این نوع نگاه آنست که در مورد همه به قضاوت می‌نشیند و سعی دارد قطب مثبت و منفی تعیین کند. قطب‌هایی که غالبا بیش از آنکه ریشه در واقعیت‌ها و حقایق داشته باشند زاییده ذهن ماست. مولانا در این ارتباط میگوید:

  

آن‏که گوید جمله حق‏اند احمقی است

و آن‏که گوید جمله باطل او شقی است‏

 پس بد مطلق نباشد در جهان

بد به نسبت باشد این را هم بدان


بالغ ترین نوع نگاه به نظر من نگاه رنگی است. در رنگی دیدن آنچه را که می‌بینیم در یک صف قرار نمی دهیم و با هم مقایسه نمی‌کنیم. دید رنگی تعبیر عبارت "هر گلی بویی دارد" است. پذیرش این واقعیت که هر چیزی و هر کسی میتواند در جایگاه خود زیبا و ارزشمند و بر حق باشد. در دید رنگی تفاوتها را می‌بینیم ولی این تفاوتها محترم شمرده میشوند و با معیارهای شخصی ما مورد قضاوت قرار نمیگیرند. تحمل اجتماعی یا تولرانس یکی از ثمره‌های رنگی دیدن است. وقتی افراد را با هم مقایسه نکنیم می‌توانیم آنها را همانگونه که هستند بپذیریم. میتوانیم به تفاوتهایمان احترام بگذاریم. در چنین فضایی نقد کردن بیشتر به توصیف کردن واقعیات نزدیک میشود تا به قضاوت نشستن. برای چنین نگاهی شاید به قول سهراب لازم باشد تاچشم ها را بشوییم و جور دیگر ببینیم.

/ 25 نظر / 41 بازدید
نمایش نظرات قبلی
Fati

ثمینا جونم نيستی چون بايد فکر کنی تا بتونی بگی پس هستم اينجوری که معلومه هر کاری ميکنه جز اين يه فقره ببين اين چند روز که نيستی يهو ميشه ماه بعد مياد به همه ميگه آپ کردين؟!

samina

منظورم از نوشتن اون همه کاری که دارم ميکنم مثل: نفس کشيدن،... اين بود که مثلاْ غيبتم رو توجيه کنم نه که بخوام سخنرانی کنم!

هستی

بقول مولانا سفید رنگ بی رنگی است... ولی در عین حال رنگی دیدن هر چیز با واقعیات زندگی کردن است .

مجتبی

نويسنده: مجتبیچهارشنبه 22 شهريور1385 ساعت: 8:22پیرمرد با پیکان نیمه قراضه اش پشت چراغ قرمز ایستاده است. 5،4،3،2،1 چراغ سبز می شود؛ اما ... (عجله نکنید .بقیه اش اینجاست:www.ta-sahar.blogfa.com من مجتبی هستم تازه با وبلاگتون اشنا شدم مطلبتونو خوندم خیلی واسم جالب بود یه خواهش دارم اگه میشه منو لینکم کنید به من هم سری بزنید خوشحال میشم به روزم

رها

بله. متاسفانه یا خوشبختانه همینطوره. البته منبع خبر روزنامه شرق بوده. آنلاينش.

شيرين

سلام با اين تعريف من بايد خاکستری باشم و تا رنگی شدن راه زيادی دارم. راستش همين خاکستری شدن هم خيلی کار سختيه و برای همين فکر می کنم آدمايی که بقيه را رنگی می بينن خيلی بايد معدود باشند. خودت چی ؟ فکر می کنی از کدوم دسته هستی؟

شيرين

راستی اين تلويزيون شاب لورنز را که ما جوونا نديديم اما خوب اگه شما ريش سفيدا می گيد ،‌ پس حتما بوده !

مريم

سلام تعبير جالبی برای رنگی بودن داشتيد ٬ شايد رنگی بودن رو با يه کاربرد مثبت اينطور که فرمودين بشه استنباط کرد... يا حق !

افشين

سلام . قضاوت در هر زمينه مستلزم علم و اطلاع است قضاوت ناحق مولود جهل است. قضاوت بدون احساس نياز به علم كار جاهل است . سياه و سفيد ديدن جهالت است و تساهل در مورد قضاوت بعضي وقت ها نتيجه عدم جهد براي رسيدن به علم و اطلاع لازمه قضاوت است . اما قضاوت كاملا عادلانه نيازمند علم لدني است . رنگي ديدن اگر از سر تساهل باشد نه تسامح خوب است وگرنه ...