فارسی را پاس بداريم.

يا من بيش از حد حساس شده بودم يا واقعا بيشتر شده بود. منظورم تمايل به استفاده از کلمات انگليسی در بين صحبتهای روزمره است. راستش روزی که داشتم ميرفتم ايران و خودم را برای ارايه يک مطلب علمی آماده ميکردم سعی کردم تا حد امکان از کلمات فارسی استفاده کنم و از کلمات انگليسی بپرهيزم تا خدای ناکرده تعبير ناجوری نشود اما وقتی که پای سخنرانی چند تن از سخنرانان تحصيلکرده و ساکن ايران نشستم متوجه شدم که استفاده وسيع از کلمات انگليسی يکی از مدهای جديد اين عزيزان شده است. تنها دليلی که برای اصرار!!! اين افراد در استفاده از کلمات انگليسی به ذهنم رسيد اين بود که قصد دارند نشان دهند که علاوه بر زبان مادری با برخی !! کلمات يک زبان ديگر هم آشنا هستند !!! راستی چه لزومی دارد که به جای «سطوح بالای مديريتی کشور» بگوييم High level of political کشور؟ که اتفاقا عبارت قاطی پاتی و بی مفهومی هم است؟ من با افراط در زمينه پارسی را پاس بداريم! موافق نيستم. گاهی اوقات ممکن است معادل فارسی يک مفهوم چندان مرسوم نباشد يا منظور را نرساند و کلمه انگليسی هم جا افتاده باشد. در اين موارد استفاده از کلمه انگليسی چندان ايرادی ندارد اما چرا بايد برای مفاهيمی که کلمه فارسی رسا و معمول داريم اجبار به استفاده از کلمه انگليسی داشته باشيم؟ شايد نقل خاطره ای که سالها پيش از پرفسور حسابی در جايی خواندم برای اتمام بحث خالی از لطف نباشد. قبل از انقلاب دانشگاه شيراز دانشگاه بين المللی بود و سطح زبان دانشجويان و اساتيد آن زبانزد همگان شده بود. اما برخی از اساتيد و دانشجويان اين دانشگاه عادت کرده بودند (و بعضا هنوز عادت دارند!) تا واژه های انگليسی را در سخنان و نوشته های خود جايگزين کلمات فارسی کنند. روزی در يک کنفرانس يکی از سخنرانان از واژه های انگليسی بسياری استفاده ميکند و در پاسخ به اعتراضی ميگويد که اين مفاهيم معادل فارسی ندارد. پرفسور حسابی متن سخنرانی بعدی او را ميگيرد و با مداد قرمز زير تمام کلمات انگليسی خط ميکشد و معادل فارسی آن را در بالای کلمه مينويسد. وقتی در برابر جمع متن سخنرانی را به فرد مورد نظر پس ميدهد از او ميخواهد تا اهتمام بيشتری در يادگيری زبان فارسی به خرج دهد!! شايد افراد مورد اشاره فوق هم احتياج دارند تا چند واحد زبان فارسی بگذرانند!!

 

پی نوشت: لينک ها را بر اساس سيستم جديد پرشين بلاگ درآورده ام. لطفا لينک وبلاگ خود را چک کنيد و اگر نياز به تغييری هست در کامنت ها يادآوری نماييد. اگر احيانا لينک خود را در ليست نمی يابيد حتما گوشزد نماييد. ممکن است از قلم افتاده باشد. متشکرم.

/ 13 نظر / 22 بازدید
نمایش نظرات قبلی
خاطراتچی

سلام بالاخره اينگار شما هم به اين وادی پا گذاشتی به نظر من زبان فارسی متولی درست و حسابی ندارد. فرهنگستان زبان فارسی که خيلی فعال نيست و اساسا قدرت اجرايي هم ندارد.در ضمن با مطلبی جدبد بروز شدم: چرا خبرگزاری های ايرانی همانند همتايان خارجی خود وبلاگ ندارند؟

زيتا

سلام.ميدانی هر واکنشی بدنبال کنشی می آيد فکر ميکنم بکار بردن واژه های انگليسی بخاطر چالش گرفتن با بکار بردن واژه های عربی در سالهای نخست پس از دگرگونی سياسی در ايران از سوی سردمداران بوده باشد(به اين ميگن فارسی ناب)

Fati

لينکات کو؟ okمنم با حرفات agreeام

علی

سلام قهوه چی. ممنون از لينک. وب شما را به جمع ياران آشنای روياهای گمشده اضافه کردم. ارادتمندم. علی

ندا

از لطف و توجه تان سپاسگزارم. در مورد این مطلب تان هم می خواهم بگویم امتحان واقعی را وقتی می شود از این حضرات گرفت که از خودشان یا حضار بخواهیم دو خط مطلب درست و حسابی و بی تقص به انگلیسی بنویسند یا بگویند!

هاپوتی

ما همیشه این بحث رو تو خونه داریم.همسرم حساسيت زيادی روی اين نکته داره. آخه بچه ها بد جوری کلمات رو قاطی ميکنن. یه روز رفتم دخترم رو که توی دستشویی بود سرویس کنم گفت زود اومدی مامان هنوز که دانلود نگرده زياد نگران نباشيد وقتی قهوه خونه ميشه کافی شاپ انتظار ديگری نميشه داشت. در مورد مطلب قبلی به سر خودم اومده پارسال که ايران رفته بوديم رفتم توی يه مغازه سر کوچه مامانم که از بچگیم تا همین اواخر که اومدیم اینجا خرازی بود با یه فروشنده ی خانم و پاتق خانم ها از بيرون داخل مغازه ديده نميشد منم که از همه جا بی خبر وقتی وارد شدم ديدم شده آرايشگاه مردونه!!!!!!!!!!!!!!!

غزاله

سلام . مرسی . من اپ کردم بيايد

melika

salam mer30 az link bebakhshid majboor shodam pinglish benivsam man ham movafegham ama gahi adam majboor misheh dar zemn man asheghe doctor hesabiam

رها

سلام. ممنون برای لينک. موفق باشید.

طيبه

اينجا اينجوريه هر کسی از کلمات انگليسی زياد استفاده ميکنه می خواد نشون بده که تحصيلاتش بالاست و به انگليسی هم مسلطه / ممنون که به وبلاگ من دودفه لينک دادی هم اسم قديم و هم اسم جديد