آب و هوا

غالبا وقتی توی گفت و گوهای روزانه کم مياريم ميزنيم به آب و هوا و از وضعيت جوی صحبت ميکنيم!! شايد به همين دليل امروز ميخواهم در مورد آب و هوای هلند بنويسم. راستش روزی که ميخواستم بيام فکر ميکردم دارم ميرم يه جايی شبيه به قطب شمال!! و بايد تا جايی که ميتونم لباس گرم و اينجور چيزها بردارم. اينجا که اومدم ديدم نه اونجوری که من فکر ميکردم نيست. روتردام شايد به دليل اينکه بندر است و نزديک به درياست خيلی سرد نميشه. دما گاهی تا چند درجه زير صفر ميرسه ولی بيش از ۲ تا ۳ درجه زير صفر تقريبا نادر است و فقط ممکن است برای ۱ تا ۲ روز اتفاق بيافتد. اما آنچه تحمل سرما را در اينجا سخت ميکند ۳ موضوع است. اول اينکه اينجا هوا مرطوب است. يادم هست وقتی در کرمان درس ميخواندم گاهی دمای هوا تا ۱۰ يا ۱۵ درجه زير صفر هم ميرسيد ولی با پوشيدن لباس ميتوانستی خود را گرم نگه داری. اينجا گاهی حس ميکنی پوشيدن لباس چندان کمکی نميکند. دوم آنکه مثلا در همان کرمان دمای ۱۰ درجه زير صفر منتهای سرما بود که مثلا در نيمه های شب اتفاق می افتاد و از ابتدای صبح که خورشيد نمايان ميشد ( و غالب روزها آفتابی بود) هوا رفته رفته گرم ميشد و وقتی ميخواستی از خانه خارج شوی چندان سرمای شديدی در انتظارت نبود. اينجا اما اگر حداقل دمای هوا ۲ درجه بالای صفر باشد در طول روز هم حداکثر به ۴ تا ۵ درجه بالای صفر ميرسد و بنابراين سرما در طول روز هم وجود دارد. شايد دليل آن اين است که غالب روزهای اينجا ابری است. در زمستان هر از چند هفته يکبار ممکن است آسمان آفتابی شود. اين روزها همان روزهايی است که مردم با شادی از خانه ها خارج ميشوند و به هم ميگويند چه روز قشنگی است!! توی ايران که بودم و انگليسی ميخوندم يا فيلمهای اينها را ميديدم معنی واقعی اين عبارت را درک نميکردم. حالا اينجا وقتی بعد از دو هفته که همه جا خاکستری بوده به ناگاه خورشيد بيرون مياد و همه چيز رنگ ميگيرد حس ميکنی که واقعا روز قشنگی است. دليل آخر برای بيشتر حس کردن سرما در اينجا دوچرخه است. در ايران هوا هرچقدر هم که سرد بود يا با ماشين خودمان اينور و اونور ميرفتيم يا سوار تاکسی و اتوبوس ميشديم. اينجا دوچرخه سواری در زمستان سرمای هوا را دو چندان ميکند.

در مورد بارندگی هم بايد بگويم که غالب روزها بارانی است يا حداقل يک نم باران ميزند. من چترم را هميشه ته کيف ام ميگذارم چون ممکن است ناغافل بهش نياز پيدا کنم. فکر ميکنم حجم بارندگی در اينجا چندين برابر شيراز يا تهران باشد. بارندگی در تابستان هم چندان بعيد و نادر نيست و بيش از ايران اتفاق می افتد. برف هم در اين دوسالی که اينجا بوده ام هر سال داشته ايم. البته برف چندانی نبود. حدود ۵ تا ۱۰ سانتيمتر. گفته ميشود که در بخش شرقی هلند که قدری هم مرتفع تر است برف بيشتری ميبارد. برای حسن ختام بگويم که پارسال وقتی برف چند سانتيمتری روتردام به زمين نشسته بود يکی از همکاران گفت خوب بالاخره برف هم ديدی!!! با تعجب نگاهش کردم. بنده خدا فکر ميکرد ما توی کوير زندگی ميکنيم و تا حالا برف نديده بوديم. برای همين الان يه عکس از برف سنگين چند سال پيش شيراز رو روی تقويم روميزی امسالم گذاشته ام. وقتی نشان شان ميدهم کمی تا قسمتی روی شان کم ميشود!!

/ 31 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد حسن يزديان

وبلاگ جالبی داری. من با اجازه به شما لينک دادم. به ما هم سر بزنيد. پاينده و پيروز باشيد.

هميشه ايرانی

سلام متن نامه من به نيک آهنگ کوثر: خودزنی فرهنگی ايرانيان خارج از کشور: نیک آهنگ عزیز، عليرغم احترامی که برای هنر شما قائلم، کار شما را نوعی خود زنی فرهنگی می پندارم. گرچه شما با جناح حاکم در ايران مشکل داريد و چه بسا در مواردی حق با شما باشد، ولی با نوشته هايتان با کاريکاتور هايتان ،گاه انچنان چهره کریهی از ايران و ایرانی ارائه می دهيد که حتی مخالفان این مرز و بوم هم از عهده ان بر نمی ایند براستی آيا رسالت ايرانيان خارج از کشور تنها تخريب چهره خود است؟ به چه بهايی؟

احمد

سلام سال نو مبارک ببخشيد من چون کامپيوترم با مشکل روبرو بود نتوانستم چند روزی در سال جديد به شما سر بزنم عذر مرا بپذيريد در ضمن با رفتن دکتر حامد به کرمان من هم کارم بيشتر شده هم بهم ريز شدم در ضمن متن شما برای من هم جالب بود ما که دقیقا در دل کویر هستیم نیز هر چند سال یکبار برف می بینیم شاد باشید

Fati

راستي آب و هوا چطوره؟من اينقده از ديدن اين شكلكا مشعوفم كه از دم دوباره دارم براي دوستام كامنت ميذارم

حسين

سلام دوست عزیز. بعد از مدتها دوباره آپ دیت کردم. خوشحال می شم که بهم سر بزنی و نظر خودت رو هم بدی.

پندار

سلام دوست عزيز! ممنونم که به ديدن پندار اومديد. تقسيم بندی يی که کرديد دقيقاً تعریف عوام و خواص است. ضمناً... خوشحالم که گوشه ای دنج برای حرفهای خودمانی پيدا کردم! شاد و پيروز باشيد!

saba

یه دلیل دیگه اش هم نگفتید . ::: بادهای قشنگ بهاری تابستانی زمستانی پاییزه ی خودمان که ضرب در ۱۰۰۰ شده . که از شمال و شرقو غرب تو را در نتگنای قشنگ کوچه ها قرار میده تا لذت پیچ خوردن در هوا رادرک کنی

پردیس

کرمان خيلی شب وروزش باهم فرق می کنه٬خيليم خشکه!روشونو کم کنين!

محمد صادق دهقان

از این که دهقانی از دیار ایران یافته ام، خوشم. نوشته های خواندنی داری. شماری از نوشته هایت را در همان نگاه اول خواندم و بهره مند شدم. اگر خواستی، احمد شاه مسعود را بیش تر و بهتر معرفی می کنم. وی هرچند مبارز بود، ولی خطاهایی هم داشت مانند همه انسان های دیگر. در مورد این که ما انسان های یک قوم و مذهب و کشور از هم دیگر دور افتاده و به همین دلیل، گاه ناآگاهانه، مخالف یا دشمن هم شده ایم، خوب گفته ای. حتا ناآشنایی مردم دو کشور ایران و افغانستان هم چه نارسایی های فراوانی بر سر گسترش فرهنگ مشترک مان داشته است، بماند.

محمد صادق دهقان

با این حال، من فکر می کنم از ماست که بر ماست. تا وقتی خودمان بد نکنیم، کسی نمی تواند ما را بد جلوه دهد؛ چون پس از چندی، غبار از روی خورشید کنار می رود. با این حال، وقتی شب باشد که دیگر نمی توان گفت روز است و خورشید پشت ابر است. مسلمانان بسیاری دیدگاه های منحطی دارند که همان را به دلیل آن که زورش را دارند مثل همین القاعده و طالبان و هم نسبانش در کشورهای دیگر اسلامی انجام داده و تصور مردم غرب را نسبت به همه عوض کرده اند. خب تلاش کنیم که خودمان را اصلاح کنیم تا دنیا اصلاح شود.