فستيوال فيلم ايرانی در اوتريخت

دیروز برای تماشای دو فیلم ایرانی همراه با یک زوج هلندی به اوتریخت رفتم. فیلم «چند روز بعد» از کارهای خانم نیکی کریمی و فیلم «همیشه برای آزادی دیر است» از آقای مهرداد اسکویی. 

poster-iff.jpg

فیلم خانم کریمی در مورد یک زن جوان است که در یک شرکت گرافیکی در تهران کار میکند و درگیر مسایلی خانوادگی است. فیلم از روند آهسته ای برخوردار بود و به زیبایی یک زن را در حالت بی تصمیمی و بلاتکلیفی به تصویر میکشید.

a_few_days_later.jpg

فیلم آقای اسکویی یک مستند-درام بود. او ۱۰ روز در یک کانون اصلاح و تربیت به فیلمبرداری پرداخته بود و حاصل کار را به صورت فیلم در آورده بود. فیلم بیشتر تلاش داشت تا به درون شخصیت و دنیای ۳ کودک مختلف که به دلیل اعتیاد (به کراک) و بزهکاری در این مرکز بودند راه یابد و بیننده را با دنیای آنها آشنا سازد. پس از فیلم جلسه پرسش و پاسخی با حضور آقای اسکویی برگزار شد.

its_always_late_for_freedom.jpg

همراهان من از هر دو فیلم خوششان آمد. به نوعی این دو فیلم را دو تصویر از دو روی سکه یافتند و از اینکه با جامعه ایرانی آشنایی بیشتری یافته اند خوشحال بودند. در فیلم خانم کریمی مشاهده سبک زندگی ایرانی که تفاوت چندانی با زندگی خودشان نداشت برایشان جالب بود و میگفتند که این داستان در هر کجای دنیا مثلا در همین هلند هم میتواند اتفاق بیافتد.  

در جلسه پرسش و پاسخ سوالی کوته فکرانه از سوی یک بیننده هلندی مطرح شد که شاید خاطر برخی ایرانیان حاضر در جلسه را آزرد. وی سوال کرد که چرا آقای اسکویی فیلمی در یکی از کشورهای اروپایی در مورد نوجوانان تهیه نمیکند تا در ایران به نوجوانان ایرانی نشان دهد و آنها راه و رسم درست زندگی را بیاموزند! جواب آقای اسکویی بسیار متین و زیبا بود. وی گفت اولا اعتیاد و بزهکاری نوجوانان خاص ایران نیست و در تمام جوامع از جمله همین جا هم وجود دارد. از سویی نوجوان و جوان موفق در ایران کم نیستند. این فیلم تنها تصویری از بخشی کوچک از جامعه ما را به شما نشان میدهد. ضمن آنکه در کشورهای اروپایی هم همکاری با مستند سازان خارجی خوب نیست. وی گفت قصد داشته است فیلمی مستند در مورد یک زن فرانسوی بسازد که ۵ مرتبه ازدواج کرده بود و از هر ازدواج یک کودک با رنگ و زبان متفاوت داشت ولی فرانسه این اجازه را به وی نداده است زیرا این فیلم تصویر زن فرانسوی را تخریب میکند. متعاقب این سوال یکی از ایرانیان سوالی را با نوعی انتقاد پرسید که چرا در این سالهای اخیر تمام فیلمهایی که از ایران در خارج اکران میشود تصویری سیاه از کشور ارایه میدهد؟ آقای اسکویی نیز پاسخ داد که در ایران هر ساله بیش از هزار فیلم کوتاه و بلند سینمایی و مستند و غیره ساخته میشود و این برگزار کنندگان هر فستیوال هستند که نوع و مضمون فیلمها را تعیین میکنند.

دیشب به نوعی بار دیگر این سوال در ذهن من مطرح شد که آیا سینمای ما در تله فستیوالها گرفتار شده و ناخود آگاه تصویری سیاه و غیر واقعی از ما به جهانیان ارایه میدهد یا آنکه ما توقع بیش از حد داریم که سینما به عنوان یک ماشین تبلیغاتی برای ما کار کند و وجهه ما را به عنوان ایرانی در میان خارجیان بهبود دهد؟ اگر دولت فرانسه حاضر نیست با ساخت یک مستند تصویر زن فرانسوی را در اذهان مردم تخریب کند چرا ما تصویر نوجوان ایرانی را با چنین فیلمی تخریب کنیم؟ البته حداقل گفته های همراهان من حاکی از آن بود که آنان تاثیر منفی از مشاهده فیلم نگرفته اند و مشاهدات یک فیلم مستند را به کل جامعه ایرانی تعمیم نداده اند.

ضمنا تلاش برگزار کنندگان فستیوال را که به نظر بیشتر از بین جوانان نسل دوم ایرانی در هلند بودندا در خور تقدیر میدانم.

 

/ 30 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شعرانی

سلام ... با خبر حضور کامران نجف زاده در روستای کالو (شهرستان دير ) آپم...

رامين

salam baba ye sar bezan. aslan ma ro faramoosh kardi,

شنگول منگول

عباس اقا سلام ما مدتی خوب بوديم بعد هم راهرا گم کرديم حالاهم با اومديم مار بپزير

ناصر آقو و زن مطبخ

کاکو جونی والو شومو که آپ نمی کنی اقل کن بيو ما ر سي کن که آپ کرديم(همه را با کسره شيرازی بخوانيد) واویلا!!! شومو هم که سيبيل نداری باز!!!

شيرين

سلام. ممنون از کامنتت. ما درست زمانی که آپديت کرديم آمديم اينجا و پينگ کرديم . نمی دانم چرا تو متوجه نشدی ؟!!

سايه

سلام و عرض ارادت... آقا کجاييد؟ در کجا سير می کنيد؟ خانه را کلون کرده ايد؟

Fati

کامنتم کو؟ سلام.من سعی میکنم حضوری فعال داشته باشم هر چند خیلی خیلی وقتم کمه. پستتم خوندم کامنتی تداشتم شاد باشی

خانواده شنگول ومنگول

زيتا

سلام.آپ نميکنيد.حتمن کارتون زياده.ممنون که با کار زياد ياد من هم کرديد