کار گروهی

چند شب پيش در جمعی از دوستان صحبت از مهارت چينی ها در کار گروهی و عدم مهارت ايرانی ها در اين زمينه شد و هر کس به گونه ای در اين مورد صحبتی مينمود. يکی از نکاتی که تقريبا مورد توافق همه بود نقش مدارس در اين زمينه بود. متاسفانه سيستم آموزش و پرورش ما بيش از آنکه سعی کند بچه ها را از سنين پايين به کار کردن با هم و تشکيل تيم برای انجام کار و حل مشکلات تشويق نمايد برعکس بنا به يک اعتقاد قديمی سعی دارد با ايجاد رقابت بين دانش آموزان آنان را به تحصيل ترغيب نمايد. بسياری از درس خواندنهای دوران تحصيل بنا بر اين رقابتها و چشم و همچشی هاست. معلمان و مديرا تلاش ميکنند تا هر دانش آموزی وظيفه خود را پيشی گرفتن از سايرين بداند. اين جو بوسيله خانواده ها نيز تشويق ميشود. اين رقابت هميشه الزاما سالم نيست و بعضا به صورت جلوگيری از پيشرفت سايرين به جای پيشبرد خود انجام ميگيرد. فکر ميکنم همگی مثالهايی از اينگونه رفتارها را از دوستان و همکلاسهای دوران تحصيلمان به ياد داريم. حاصل آن است که در پايان دوره تحصيل ما ياد ميگيريم برای پيشرفت خود بايد جلو پيشرفت سايرين را بگيريم و طبيعتا کار گروهی و تيمی در کشور ما شکل نميگيرد. اين نقيصه شايد در جو ايران که همه اينگونه فکر ميکنند و اين موضوع را طبيعی ميدانند زياد خود را نمايان نکند ولی وقتی پا را از کشور بيرون ميگذاری متوجه تفاوت کار ميشوی. نميخواهم بگويم که اينجا رقابت و چشم و هم چشمی نيست. نه اينجا هم همه آن صفات وجود دارد ولی کودکان در سنين مدرسه تيمی کار کردن را هم ياد ميگيرند.

/ 14 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
قهوه چی

فاطی خانم قابل نداشت. طيبه خانم نميدانم در مورد دانشگاههای هلند چی شنيده ايد ولی به نظرم اينجا کار گروهی قوی تر از ايران است. البته رقابت هم در همه جا هست. توی نوشته ام هم تاکيد کرده بودم.

مهدي

آخ گفتي....داغ دلم تازه شد. واقعا كه چه روزگار نحسي بود. همه جلوي هم اداي رفيق بازي در مي آوردن و لي در واقع به خونن هم تشنه بودن. مخصوصا بچه خرخونها.

Fati

اينجا همه خودشون رو بالاترين ميبينن به همين خاطر نميتونن با هم کار کنند چون فقط ميخواند دستور بدن همه دوست دارند خان باشند!من توی محيط کارم لحظه به لحظه شاهد اين فاجعه ام:(

طیبه

يکی از دوستان که درس آزمايشگاه داشت اينو گفت ، چون بايد کار گروهی انجام ميدادن . گفتش که اصلا همکاری نمی کردن . به نظر من نميشه گفت اينجا کار گروهی ضعيفه اونجا قوی . در واقع يه جور خصلت شخصيه.

حامد

سلام.چندی قبل در يکی از روزنامه های محلی از اين بدبختی به عنوان قانون ماشين چمن زنی در ايران ياد کرده بود.يعنی بجای رشد بياييم گردن اطرافيان را بزنيم تا همه هم سطح بشيم!!!!!!!!!!!!!!!!

طیبه

ممنون از نظراتت... يه نوشته بود از روزنامه شرق که اسم نويسنده اش يادم نيست.

شنگول ومنگول

دوست عزيز سلام کی گفته که ماگرو هی فکر نمی کنيم ما فقت شصت سال با ديگران فرق داريم آنها درمدرسه يا دبرستان يادر دانشگاه همفکرند وما زمانيکه بازنشست شديم با يکديگر درمساجد ويادرپارکها ويا درخانه سالمندان با يکديگرهمفکر ميشويم ورقابتی هم درکار نيست خدا نگهدار

Aries Pisces

نه تنها توی مدرسه بلکه ما حتی توی دانشگاه هم همون جو دبيرستانی رو حفظ ميکنيم. و حتی اگه کار گروهی ای هم شروع بشه معمولا خوب به انتها نميرسه. من فکر ميکنم تا حدی اين مسئله به بی اعتمادی شديد ما ايرانيها به ديگران هم برميگرده...

خاطراتچی

آی گفتی به نظر من هم بسیاری از ما ايرانی ها کار گروهی کردن را ياد نگرفتيم توی کارهای گروهی هم سعی می کنيم از زير کار شونه خالی کنيم و کار را بدوش ديگری بيندازيم. خوب اين فرهنگ امروز و ديروز هم نيومده و حتی در ادبيات و ضرب المثل ها ی ما هم می شه ریشه هایی از اون را یافت . مثلا می گيم اگه شريک خوب بود خدا هم شريک می گرفت. البته اين را هم داريم که يه دست صدا نداره ولی چرا توی عمل زير بارش نمی ريم نمی دونم شايد تا حدودی به اموزش وابسته باشه ولی اين تنها عامل نيست

Fati

ممنون از لطفت:)