تابو

«تابو» را در فارسی «پرهیزه» ترجمه کرده اند. کلمه تابو از زبان تونگا وارد انگلیسی و سپس فارسی شده است. تونگا زبان مردم جزیره تونگاست (بخشی از زلاند نو امروزی) و یکی از زبانهای اقیانوس آرام محسوب میشود. ورود این کلمه از تونگا به زبان انگلیسی داستان جالبی دارد. اولین بار وقتی در قرن هیجدهم دریانوردی ماجراجو به نام کاپیتان جیمز کوک به جزیره تونگا رسید مشاهده کرد که عده ای از مردم آنجا رفتارهای خاصی را انجام نمیدهند مثلا نمینشینند یا هیچ غذایی نمی خورند. وی این رفتار را توصیف کرد و نام تونگایی آنرا که تابو بود تشریح کرد. از همان زمان کاربرد این واژه در زبان انگلیسی مرسوم شد.

تابو رفتار، گفتار یا امر اجتماعی است که بر طبق آداب و رسوم یا مذهب ممنوع یا نکوهش پذیر است. بسته به اینکه تابو ریشه در فرهنگ، قانون یا مذهب داشته باشد سرپیچی از آن باعث خجالت زدگی، مجازات یا احساس گناه شود. تابو انواع مختلفی دارد مانند: غذایی، جنسی، جسمی، پوشاکی یا کلامی. در هر یک از زمینه های فوق موارد مورد تابو در جوامع مختلف متفاوت است. مثلا یکی از تابوهای غذایی مرسوم در فرهنگهای امروزی آدمخواری است. تابوی مرسوم دیگر گیاهخواری است که خوردن هر نوع گوشت را تابو میداند. مذاهب مختلف نیز بعضا تابوهای خوراکی خاص خود را دارند. روابط جنسی در فرهنگهای مختلف به درجاتی تابو محسوب میشوند. شکلهای مختلف این ارتباط مانند ارتباط با همجنس در بسیاری از فرهنگها تابو است. در بسیاری از فرهنگها (خصوصا فرهنگهای شرقی) گفت و گو درباره روابط جنسی نیز تابو است. بسیاری از حالات و اعمال جسمی نیز ممکن است تابو باشند. مثلا آروغ زدن در بسیاری از فرهنگها تابو است. جالب است بدانیم در حالی که مثلا در آمریکا آروغ زدن مذموم است در فرهنگ ژاپنی به نشانه تشکر از میزبان توسط میهمانان مورد استفاده قرار میگیرد. خودکشی و دیگر کشی نیز تقریبا در تمام فرهنگها تابو است. البته باز در فرهنگ قدیم ژاپنی تا جایی که من اطلاع دارم خودکشی به عنوان راهی برای حفظ غرور قابل قبول بوده است. تابوی شایع دیگر استفاده از کلمات توهین آمیز است. نوع پوشاک نیز در طول تاریخ بر اساس تابو ها تغییر کرده است. مثلا در ایران قدیم به سر نداشتن کلاه توهین آمیز بوده است و لذا مردان همه کلاه بر سر میگذاشتند. در بریتانیای عهد ویکتوریا نپوشاندن قوزک پا تابو بوده است!! امروزه نیز جوامع مختلف تابو های پوشاکی خاص خود را دارند.

تابو به دلیل ضرورتهای تاریخی در هر فرهنگ ایجاد میشود و گاهی با وجود از بین رفتن دلیل اولیه همچنان در آن فرهنگ باقی میماند. به همین دلیل بررسی و شناخت تابوها به نوعی مطالعه تاریخ یک فرهنگ است. از طرفی تابو شدن یک موضوع باعث میشود تا کلماتی که به آن موضوع اشاره دارند کم کم از رواج بیافتند و ممنوعه شوند و کلماتی نو جایگزین آنها شوند. مطالعه تابوهای معمول که در آن فرهنگ یافت نمیشود نیز موضوع جالبی است. مثلا مورد قبول بودن خودکشی در فرهنگ ژاپنی میتواند بسیاری از جنبه های این فرهنگ را به ما بشناساند.

قصد دارم از این به بعد نکته های جالب و کوتاهی را که در مورد فرهنگ هلند میفهمم برایتان به عنوان نکته های هلندی بنویسم.

نکته های هلندی: زوجهای هلندی عادت ندارند جنسیت فرزند خود را قبل از تولد به دیگران اطلاع دهند. در ایران تقریبا هیچگاه با این موضوع روبرو نشده بودم. با وجود اینکه غالب زوجهای هلندی از جنسیت فرزند خود قبل از تولد کودکشان مطلع میشوند از گفتن آن ابا دارند. تنها دلیلی که برای این کار ابراز میدارند این است که اعلام جنسیت فرزند در فرهنگشان هنوز جا نیافتاده است! خوب این هم نوعی تابو است دیگر!

 

 

/ 18 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
قهوه چی

وحيد جان باز هم مبارکه. من که گفتم توی ايران از اين حرفا نداريم!!

aminmoj

مخلصيم جناب قهوه چی.

شيرين

تو ايران اگر بچه پسر باشه همه جا جار مي زنند اما اگر دختر باشه تابوئه !‌

غزاله

آمزنده خوب خواندنی ويژگی نوشته هاتون بود من اپم

تو

چه جالب. ايرانی ها هنوز دو سه ماه از عمر جنين نگذشته می خوان جنسيتشو بدونن

آرزو

بسيار جالب بود ....تابوها را عرف عوام ميسازد -نه منطق و انديشه...و جالب اينکه مانند هميشه انسان گرفتار خود ساخته ی خود ميشود...دربند و اسير

طيبه

تابو که اينجا زياده. و همه چی خلاف عرفه / من نميتونم پینگ کنم.

هستی

خوب تو ایران که تابو کم نیست ولی با این وجود بسیاری از جوانان امروز با عمل بدانها به اصطلاح خودشان تابو ها را می شکنند .. از اینکه ریشه این کلمه را دانستم از شما ممنونم ...

ازدست اين هلندی ها تابو اينکه اينا نمی فهمنن اگه اينجوری ادامه بدن هيچ وقت اين فرهنگ بينشون جا نمی افته!!!