آرزو بر جوانان عيب نيست !

فوتبال و باز هم فوتبال.

امروز فوتبال بيش از يک بازی ساده است. فوتبال ابعاد مختلف اقتصادي، فرهنگی و اجتماعی پيدا کرده است و اين روزها بيش از يک رقابت ساده ورزشی است. در واقع امروز فوتبال روشی متمدنانه برای رقابت ملتها است. کاری که در قرون گذشته در صحنه های جنگ و کارزار و با ريختن خون انسانها انجام ميشد. شايد شاهد اين مدعا توجه گسترده جهانی به اين مسابقات و به خيابان ريختن خود جوش ميليونها انسان و جشن گرفتن پيروزی تيم های ملی فوتبال است که امروز به رفتاری کم و بيش مشابه در اکثر کشورهای جهان تبديل شده است. با چنين تاثير اجتماعی گسترده ای چگونه ميتوان فوتبال را همچنان يک رقابت ورزشی ساده انگاشت؟ امروز نتايج فوتبال بيانگر بسياری چيزهاست. نتايج تيم ملی فوتبال هر کشور انعکاسی است از قدرت مديريت و برنامه ريزی مديران آن کشور. انعکاسی است از اهميتی که يک ملت به نام خود ميدهند. اين روزها مردم از کنار شکست تيم ملی فوتبال کشورشان از کشوری ديگر به سادگی نميگذرند. خشم ملتها از باخت کشورشان بعضا منجر به قتل بازيکنان نيز شده است. نتايج مثبت نيز در وحدت ملی ملتها موثر است. به ياد دارم زمانی در جايی خواندم که بعد از جنگ جهانی دوم وقتی مردم آلمان با شکست در جنگ و از دست دادن شالوده های صنعتی و اقتصادی کشورشان زندگی سخت و نااميدانه ای را ميگذراندند نتايج خوب تيم ملی فوتبال آلمان غربی در دهه ۱۹۵۰ در جام جهانی باعث شد تا روحيه آنان بازسازی شود. مردم آلمان بعد از اين پيروزی ها به خود گفتند: «پس ما هنوز هم در جهان برای خودمان کسی هستيم ! »

حضور تيم ملی فوتبال ما در جام جهانی نبايد ساده انگاشته شود. در محيط کاری من که برخی با ايران آشنا نبودند و بايد با تاکيد بر تلفظ نون در پايان کلمه از ايران Iran نام ميبردی تا با عراق Iraq اشتباه نشود، بسياری در مورد فوتبال ايران و مکزيک صحبت ميکنند. بر اين اساس آيا جام جهانی فرصتی استثنايی برای معرفی کشورمان به جهانيان فارغ از جو سازی های سياسی نيست؟ آيا ميتوانيد تاثير نتيجه گيری مثبت تيم را بر برداشت مردم جهان از کشورمان تصور کنيد؟ آيا جام جهانی محلی مناسب برای سرمايه گذاری بر روی وجهه جهانی کشورمان نيست؟

اين سومين مطلبی است که در مورد فوتبال مينويسم. کسانی که مرا از نزديک ميشناسند ميدانند که چندان عشق فوتبال نيستم و حتی مسابقات باشگاهی ايران يا اروپا را نيز دنبال نميکنم. اما آنچه مرا به دنبال کردن مسابقات ايران در جام جهانی وا داشته است همانا علاقه مندی ام به نام کشورم است. اميدوارم با ارايه بازی های خوب در ديدارهای باقيمانده تصويری در خور کشور عزيزمان در اذهان مردم جهان ايجاد کنيم.

امروز و تا چند ساعت ديگر با پرتقال روبرو خواهيم شد. پرتقال تيم صاحب نام و قدرتمندی است که بر روی کاغذ ميبايست برنده ميدان باشد. از سويی فشارهای روانی که در روزهای اخير بر روی تيم بوده است نيز جای نگرانی بسيار دارد. اگر گل زودهنگام بخوريم معلوم نيست انسجام تيمی ما حفظ خواهد شد يا خير. با اين حال اميدوارم با ياری خداوند و تلاش بازيکنانمان پيروز ميدان باشيم و به اين زودی با جام خداحافظی نکنيم. انتظار برد از پرتقال قدری بلند پروازی است ولی از گذشته گفته اند: آرزو بر جوانان عيب نيست !!

/ 6 نظر / 14 بازدید
Fati

آرزو بر جوانان منع نيست البته نه جوان ايرانی چون هی تند تند آرزو به دل ميمونه

هستی

...و باز هم دوره می کنیم جام جهانی را .

samina

آقا گل دير هنگام هم خورديم و انسجام تيمی ما حفظ نشد! بازيکنان تيم ملی ما اعجوبه اند!

Fati

اون بالا چرا بايگانی شده؟

Fati

اون نيشخند اضافی اومد از اينا ميخواستم بذارم