وقت ملاقات

داستان اين وقت ملاقات هلندی ها هم جالب است. ما که اصلا به اين چيزا عادت نداريم برامون خيلی جالبه!! برای هر کاری بايد وقت ملاقات قبلی يا به قول انگليسيها اپوينتمنت بگيری. روزی که برای افتتاح حساب به شعبه بانک مراجعه کردم مسئول بانک پس از آنکه گفتم برای افتتاح حساب آمده‌ام با وجود اينکه بجز من مشتری ديگری نداشت گفت که بايد وقت ملاقات بگيری. دفترش را زير و رو کرد و گفت متاسفانه فردا به ۲ نفر وقت داده ام لذا مجبورم برای پس فردا به شما وقت بدهم. پيش خودم گفتم ای بابا گشودن حساب در اينجا چقدر طولانيه که روزانه به دو نفر بيشتر وقت نميدن!! دو روز بعد مراجعه کردم. متاسفانه نامه معرفی به بانک را اشتباه برده بودم. نامه ها به زبان هلندی بود و من از اين لحاظ بی سواد بودم!! گفتم ميتوانم تا طبقه ۲۲ بروم و در عرض چند دقيقه نامه مجدد بگيرم. گفت خوب پس يک وقت ملاقات ديگر برايت ميگذارم. خوشبختانه برای فردای آن روز وقت داشت. روز بعد که به بانک رفتم دو تا فرم به من دادند که در هر کدام ۲ يا ۳ قلم اطلاعات نظير اسم و شماره گذرنامه و موارد مشابه خواسته بود. فرم را که امضا کردم کار تمام شده بود. کل پروسه ۵ دقيقه هم طول نکشيد!! با خودم گفتم توی ايران اگر برای چنين کاری اينقدر مرا امروز و فردا ميکردند چه برخوردی ميکردم؟ و واقعا متعجبم که اين اروپايی ها چقدر صبور و با حوصله هستند! خدا به ما هم صبر بدهد!!

/ 3 نظر / 7 بازدید
محمد

سلام.قشنگ بود.موفق باشی.

raha

پس واقعاً مثل ما ايرانيها درست است كه "مرغ همسايه غازه!!"

raha

موافقم. انسانها همه از يك گوشت و پوست و خون آفريده شده اند. احساساتشان، روحياتشان و خواسته هايشان همه يكي است. آنچه با روح انسان سر و كار دارد مرز نمي شناسد و اگر جز اين بود كتابهاي نگاشته شده در مورد انسانها قابل عبور از هيچ مرزي نبودند.