دنيای غرب، معمای حل نشده

در جامعه ما دو جريان تبليغی عمده در مورد غرب وجود دارد. يک جريان با مقايسه پيشرفتهای تکنولوژيک و علمی غرب در کنار قدرت مالی و رفاه زندگی آن نتيجه ميگيرد که غرب مدينه فاضله است و ما هم بايد همه چيزمان را کنار بگذاريم و به قول معروف از فرق سر تا نوک پا فرنگی شويم (جمله معروف تقی زاده حدود ۱۰۰ سال پيش) و جريانی ديگر با محور قرار دادن فرهنگ و اعتقادات خودمان بر انحرافات اخلاقی و مشکلات اجتماعی غرب تکيه ميکند و هرگونه الگوبرداری از غرب را ناشايست ميداند. قصد من نقد و بررسی صحت و سقم اين ادعاها نيست. خلاصه بگويم که نه اينجا مدينه فاضله است و نه اخلاق در دنيای غرب فراموش شده است. آنچه در اينجا قصد تاکيد بر آن دارم آن است که برآيند اين دو جريان تبليغاتی جامعه ما را در مسير مخربی قرار داده است. بسياری از هموطنان ما از يکسو می بينند که دنيای غرب از برخی جهات گوی سبقت را از ما ربوده و از سوی ديگر شب و روز در مورد فساد اخلاقی در اروپا، بی اهميت شدن مفهوم خانواده، عميق تر شدن شکاف بين نسلها، پشت پا زدن به آداب و رسوم و موارد مشابه در دنيای غرب چيزهايی می شنوند. نتيجه گيری برخی از اين دو جريان اين است که ما هم برای پيشرفت لازم است تا به سوی موارد فوق گام برداريم. مصداق اين موضوع را در بسياری از جوانان جامعه مان ميتوانيم ببينيم. کسانی که از دنيای غرب تنها مد لباس يا روابط بی بند و بار آن را فرا گرفته اند و انتظار دارند با فراموش کردن هويت ملی و فرهنگی خود اندک اندک به آن مدينه فاضله برسند. متاسفانه هيچکس دلسوزانه به جامعه جوان ما نميگويد که پيشرفت غرب حاصل تلاش و کوشش آنهاست. کمتر کسی با پايبندی اخلاقی و خانوادگی غالب مردم و احترامی که در اروپا برای ميراث فرهنگی شان قايل هستند آشناست. کسی از سلامت اخلاقی بخش عمده جامعه اروپايی عليرغم آزادی های بی حد و حصر آنها صحبت نمی کند. هيچکس مردم ما را با شيوه زندگی ساده و بی تکلف و عاری از بريز و بپاش ها در دنيای غرب آشنا نمی سازد. برای بسياری غربی شدن و اروپايی زندگی کردن تنها يعنی همبرگر به جای آبگوشت!! آيا تا به حال شنيده ايد که بگويند بياييد اروپايی کار کنيم؟ و منظور اين باشد که منظم باشيم، وجدان کاری داشته باشيم و سخت کار کنيم؟ آيا تا به حال شنيده ايد که بگويند بياييد اروپايی زندگی کنيم و مقصود اين باشد که مقتصدانه زندگی کنيم؟ آيا تا به حال شنيده ايد که يک جوان ايرانی بگويد من ميخواهم اروپايی بشوم و منظورش اين باشد که روی پای خودش بايستد و از والدينش کمک مالی قبول نکند؟

ديوار ناآشنايی ما آنقدر بلند است که به اين راحتی نميتوان آنرا خراب کرد. تصويری که از دنيای غرب از کودکی در ذهن ما ساخته اند آنقدر غالب است که گاهی افرادی پس از مدتی زندگی در اينجا هم حاضر نيستند آنرا تغيير دهند و حقيقت را بپذيرند. برای بسياری از ما قابل تصور نيست که در دنيايی که برای بسياری مدينه فاضله بوده است استاد دانشگاه و نظافتچی دانشگاه هر دو با يک نوع دوچرخه به دانشگاه بيايند!! شايد برای بعضی ها تعجب آور باشد که بدانند نهار يک سمينار بين المللی که اساتيد به نام دنيا را از معتبرترين دانشگاههای آمريکا و اروپا دور هم گرد آورده است چند نوع نان و پنير باشد.

من در اين وبلاگ تلاش ميکنم جنبه های مثبت زندگی در دنيای غرب را به تصوير بکشم تا خوانندگان  بتوانند از لابه لای اين نوشته ها زندگی واقعی مردم اروپا را ببينند. من هيچگاه غرب را مدينه فاضله ندانسته و نميدانم. بسياری از مشکلاتی که در ايران با انها دست به گريبان هستيم اينجا هم وجود دارد. مثلا بوروکراسی اداری در اينجا دست کمی از ايران ندارد ولی اعتقاد من اين است که اگر تنها مشکلات اينجا را منعکس کنم گره ای از مشکلات جامعه ام را حل نخواهم کرد. من از نکات مثبت اين کشور مينويسم چون علاقه دارم خوبی های اين جامعه را برای کشورم به سوغات ببرم. من عينک خوشبينی به چشم نزده ام. مشکلات و سياهی های اين جامعه به چشم من هم می آيد ولی حاصلی از انعکاس آن در اين وبلاگ نميبينم. خوانندگان اين وبلاگ ميدانند که من در لابه لای مطالب بسياری از اوقات بر اهميت حفظ فرهنگ و زبان کشورمان تاکيد ميکنم و اعتقاد دارم ميتوان پيشرفت کرد و ايرانی باقی ماند و هويت ايرانی و اسلامی خود را از دست نداد.

در پايان از سياوش عزيز که با انتقاد به جای خود مرا به نوشتن اين مطلب ترغيب نمود تشکر ميکنم. هيچ نعمتی بالاتر از داشتن منتقدانی دلسوز نيست. سياوش انتقاد کرده بود که من و برخی ديگر وبلاگها با ارايه تصويری کاملا مثبت از هلند اين تصور را در ذهن خوانندگان ايجاد ميکنيم که اينجا کشوری بی عيب و نقص است. اميدوارم با اين نوشته موضع من کاملا روشن شده باشد.

 

راستی: اين وبلاگ هميشه هستی از آفريقای جنوبی بسيار جالب و خواندنی است. وقت کرديد سری بزنيد.

/ 33 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ستاره قطبی

راستی ممنون که وبلاگ من را هم معرفی کرده بودی. من به شما لينک دادم . خوش باشی

مريم دريايی

سلام .من کاملا با شما موافقم.ممنونم از مطلب خوبتان.در ضمن اگر در حال حاضر روی وبلاگ آهنگ هست منم نشنیدم. شاد باشید.

هستی

امرزو از ایروا مطلب چند ماه پیش شما را خواندم در مورد باران و شعر مرحوم گیلانی . اتفاقا منهم چند ماه پیش آن شعر را در وبلاگم گذاشته بودم و هر وقت باران میآید یاد آن می افتم ..کلاس چهارم بود و شعر باران ....امیدوارم آرشیو من درست شود .

siavash

سلام. به روزم خوشحال ميشم ۱ سر بزنی . سياوش

سمانه

درسته من هم اينجا چيزهايی می بينم که خيلی از کسانی که در ايران زندگی می کنن نمی دونن ! البته خودم هم تا زمانی که ايران بودم به همون اندازه در خواب بودم ! راستش اينجا که اومدم ديدم خيلی مسائل که من فکر می کردم مختص خارجی ها هست ، اصلا در آن ها وجود نداره ... ! فکر مي کنم يه سری می خوان جامعه رو با اهداف خودشون ، تغيير بدن ! // راستی شما در بچگی در بلژيک زندگی می کرديد ؟!‌

هیولا

البته که غرب مدینه فاضله نیست ولی خب طوری شده که برای همه آرزو شده.... از وبلاگی هم که معرفی کردید ممنون، بسیار جالب بود :)

saba

پارسال که ایران بودم کاملا به این موضوعات اشاره شده شما رسیدم. و چه افسوس که ناتوانیم در برابر دیدو نظرات دیگران.

Fati

اين سال جديد برای من فقط تنبلی داشته از اولش فقط دلم ميخواد بخوابم هيچوقت اينقدر بی حوصله نبودم!راستی اينجا که هنوز غرب شما آپديت کن !

شايا

سلام دوست عزيز شما چرا اپ نميکنيد؟

ندا

منم کاملا موافقم که تصویری کلیشه شده از دنیای غرب در برابر ما وجود داره. و اتفاقا همین وبلاگ هایی که از حارج از ایران نوشته شده می تونه گام کوچکی برای آشنایی بیشتر با واقعیت غرب برداره. گرچه که به بعضی از اون ها امیدی نیست! چون گامی در جهت تقویت همون تصویر قبلی هستند نه تصویری جامع، دقیق و نکته سنجانه ...