حق اشتباه کردن

در همان هفته اول حضورم در هلند در یکی از کلاسها تمرینی برای حل کردن داشتیم. مساله مورد نظر وجود درصد بالای نمک در غذای کنسرو شده بود که میتوانست بروز بیماری پرفشاری خون را افزایش دهد. ما میبایست راه حلی برای کاهش مصرف نمک برای جلوگیری از بیماری پر فشاری خون ارایه میدادیم. اولین راهکاری که به ذهن من رسید این بود که قانونی تصویب کنیم تا تولید کنندگان مواد غذایی تنها بتوانند تا حد معینی به غذای کنسرو شده شان نمک بزنند. به نظر خودم با این راه حل مشکل به راحتی قابل حل بود. وقتی پیشنهادم را ارایه دادم استاد کمی فکر کرد و از من پرسید: آیا فکر میکنی تصویب چنین قانونی راحت باشد؟ افزودن نمک باعث بهتر شدن طعم غذا میشود و لذا تولیدکنندگان زیر بار نمیروند. از سویی همواره باید بر کار آنها نظارت کنی تا هیچگاه نمک را از حد مورد نظر بالاتر نبرند. ضمن اینکه مردم که به طعم قبلی عادت کرده بودند میتوانند قبل از خوردن به کنسروها نمک بزنند. یکی از دانشجویان هلندی اما پیشنهاد داد تا تولید کنندگان را موظف سازیم تا میزان نمک موجود در کنسرو را با یک سیستم ساده مثلا کم نمک، خوش نمک و پر نمک به مصرف کنندگان اطلاع دهند. از سویی با آموزش همگانی نیز مردم را با عواقب مصرف غذاهای پر نمک آشنا کنیم. این پیشنهاد با اقبال بیشتری روبرو شد.

بعدها با خود اندیشیدم که تفاوت راه حلی که به ذهن من و دانشجوی هلندی رسید ناشی از تفاوت طرز تفکر رایج در فرهنگ ماست. در فرهنگ اینجا هر انسانی مختار است تا راه زندگی خود را انتخاب کند. حتی اگر این انتخاب اشتباه باشد. شما تا زمانی که به دیگران و منافع جامعه آسیبی نرسانید میتوانید به راه اشتباه خود ادامه دهید. آزاد بودن بسیاری چیزهایی که در جامعه ما ممنوع و مطرود است در جامعه غربی از همین تفاوت ناشی میشود. آزاد بودن یک چیز در اینجا به معنای توصیه شدن آن نیست. تنها احترام به حق انتخاب کسانی است که دوست دارند آن شیوه اشتباه را در زندگی خود در پیش بگیرند و عواقب آن را نیز بپذیرند. اما در فرهنگ ما تلاش همه بر تصحیح یکدیگر استوار است. به محض اینکه تصور کردیم دیگری در اشتباه است از راههای مختلف او را تحت فشار قرار میدهیم و یا از ابزارهای قانونی و غیر قانونی استفاده میکنیم تا او را به راهی که ما صلاح میدانیم هدایت کنیم. در این میان آنچه که بدان نمی اندیشیم حق انتخاب یا بهتر بگویم حق اشتباه کردن انسانها است.  

 

نکته هلندی: بسیاری از خانه های هلندی قدیمی و بعضا بیش از 50 تا 100 سال قدمت دارند. خانه های قدیمی از لحاظ قیمت گرانتر از خانه های نوساز هستند چون ارزش تاریخی دارند. امکانات اینگونه منازل تا حد امکان به روز میشود و مثلا سیستم گرمایش مرکزی در بسیاری از آنها یافت میشود ولی در هر صورت مشکلات خاص خودشان را هم دارند. یکی از خصوصیات این منازل (خصوصا در شهر آمستردام) این است که عرض کمی دارند و چند طبقه ساخته میشوند. به دلیل همین فضای عرضی اندک پله ها به صورت مارپیچ و باریک ساخته شده و برای حمل اثاثیه به طبقات بالا قابل استفاده نیست. برای حل این مشکل اثاثیه بزرگ مانند مبل و یخچال و امثالهم را با بالابر تا روبروی پنجره بالا میبرند و با باز کردن یا بعضا شکستن پنجره آنها را وارد خانه میکنند. شاید به همین دلیل است که بسیاری از خانه های قدیمی در اینجا مبله است تا هر سال نیاز به این جابجایی برای مستاجر جدید نباشد.

این هم دو تا عکس از خانه های تیپیک هلندی:

har03.jpg

amsterdam.jpg

/ 39 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
هستی

این عادت ما ایرانیان موجب بسیاری از مشکلات در خانواده ها شده .در مورد آپارتمانها هم بسیار شبیه آپارتمانها ی تهران است البته انهائی که عرض زمین کم است برای وارد کردن وسائل مثل یخچال فریزر باید از بالا بر استفاده کرد .در این مورد چیزی از هلندی ها کم نخواهیم داشت ضمنا به ما هم در این پائین های دنیا سری بزنید .

مجيد

آفرين. ريشه يابي تون عااالي بود.

شيوا

نمی دونم چرا اينقدر عزيزم!!!!!!!!! که تا کامنت نذارم آپ نميشی!!!!!!! نمی دونم چرا يادم به عروسک خيمه شب بازی افتاد!!!...

دويد جکوب

دوست گل من قهوه چی. راستش هميشه از خوندن مطالبی که می نويسی لذت می برم. خيلی جالب دردهای ايران رو می شناسی و با همان مسايل در هلند مقايسه می کنی و اين اجازه رو به خواننده می دی که بدون گيج شدن در آمار و اعداد٬ خيلی راحت به يک سری تفاوت های فرهنگی و شکاف های اخلاقی بين ایران و يک کشور موفق اروپايی پی ببره. مطلب استفاده از ماشين در ايران برای گشتن و تفريح کردن در شهر واقعا صحيح و البته ناراحت کننده هست. و البته من می پذيرم که برای جون ايرانی تفريح سالم و جايگرين مناسب هم ارئه نداده ايم. در باره مطلب پست آخر هم باز کاملا حق با شما بود و جالب و خواندنی. نمونه اش رو اين روزها هم زياد در ايران می بينم که ماموران پليس که در واقع بايد مظهر امينت و آسايش خاطر مردم اون کشور باشند به جان مردم افناده اند و نوع پوشش زنان و گاهی هم مردان رو با زور و اجبار تصحيح می کنند و هرچه مردم فرياد می زنند که برادر من٬ دوست من٬ عزيز من٬ راه برخورد اين نيست و تا کسی به باور قلبی و روحی نرسه هرگز با چوب و چماق محجبه نخواهد شد کسی گوشش بدهکار نيست و کماکان بر اجرای سياست اشتباه قريب به سی سال گذشته اصرار می روزند...

دويد جکوب

در ضمن از اينکه دعوت من رو قبول کردی و در بازی ترسها شرکت کردی ازت متشکرم. ترس از سوار شدن بر هواپيماهای مستهلک ايرانی واقعا در مورد همه مردم صدق می کنه و بيچاره مردم کشورمون که مجبور به استفاده هستند و توان مخالفت هم ندارند...

پچپچه

قهوه چی من يک بار برات پيام گذاشتم اما پيام نرفت . متنی که نوشتی خيلی خوبه و اطلاعات ميده . من دو بار نو کردم و تو نيامدی . حالا اگر حوصله ت شد يک سری بزن

خوب مينويسيد . مخصوصا نکته ها. ممنون

dalghak

manzoretan az bimariye porfeshriye khon, haman bimariye feshare khon ast?

dalghak

che bahal masleye namk ra tahlil kardi, khosham omad shadid

افشين

بعضي از صاحبنظران معتقدند كه عدم اجراي يك قانون يا برنامه قبل از اينكه ناظر به ضعف مجري باشد به عدم احاطه قانونگزار يا طراح برنامه مربوط ميشود چرا كه قانونگزار يا طراح يا اينكه نتوانسته مشكلات اجرا را پيش بيني كند و يا خود را در قبال اجرا مسوول ندانسته كه در هر دو صورت از ضعف او ناشي مي شود .