دستگيری صدام

شبی که صدام تازه دستگير شده بود جو ضد ديکتاتوری من را هم گرفت و گرچه شغل شريف قهوه چی گری ارتباط مشهودی با سياست ندارد ولی از آنجايی که در مملکت ما همه در مورد سياست اظهار نظر ميکنند جز سياسيون بر خود واجب دانستم فصلی مشبع و مفصل در زمينه ريشه های ديکتاتوری بنويسم. نوشتم که ميتوانيم اين خبر را سطحی ببينيم و فکر کنيم عمر استبداد در عراق پايان يافته ولی اگر چشمانی تيز بين داشته باشيم ميبينيم که قالب ديکتاتورسازی هنوز در اذهان عراقيها و بسياری از ملل جهان سوم وجود دارد پس بدون ديکتاتور يا بايد منتظر هرج و مرج باشيم يا استيلای يک نيروی خارجی و يا آنکه بار ديگر به يک ديکتاتور جديد تن در دهيم. فقط شانس بياوريم و اين بار ديکتاتور منصفی نصيب مردم عراق شود.

متاسفانه در ويرايش متن اشتباها متن را پاک کرده بودم و اين باعث شد تا چند روزی بدون آنکه متوجه شوم عنوانی بدون مطلب داشته باشيم.

 چند روزی در سفرخواهم بود. بعد از بازگشت دوباره آپديت ميکنم.

 

/ 5 نظر / 7 بازدید
r.p

روزگار است آنكه گه عزت دهد گه خوار دارد چرخ بازيگر از اين بازيچه ها بسيار دارد

r.p

سلام، لطفاً در مورد آخرين پيام رسيده به وبلاگم در مورد ماهي كمكم كنيد.

آیدا

چی شد پس؟ آپ ديت؟ نکنه کافی شاپ پاتق شده درشو بستن؟ کاشکی همون تابلو قهوه خونه رو برای رد گم کردن ميذاشتين و فقط منو شو کافی شاپی ميکردين! اونجوری ديگه کسی به پاتق شدن و بی حجابی و اينا ايراد نمی گرفت.

بي بی

من از وبلاگ تنت به ناز طبيبان نيازمند مباد با شما آشنا شدم و اولين باره که ميام اينجا. خوشحالم. اميدوارم موفق باشيد ولی من هم با قهوه خانه موافق ترم تا کافی شاپ. اصلا شايد هم چای خانه آن هم از نوع سنتی!

آیدا

هنوز در سفريد؟!! خوش بگذره