آتش بس

آتش بس داستان زن و شوهری است که از اول ازدواج بنای لج‌بازی را با یکدیگر می‌گذارند تا جایی که زن (مهناز افشار) تصمیم به طلاق می‌گیرد. این در حالی است که شوهرش (محمدرضا گلزار) هنوز او را دوست دارد و نمی‌خواهد او را طلاق دهد. در همین اثنا به طور اتفاقی پای یک روانشناس به میان کشیده می‌شود. روانشناس (آتیلا پسیانی) تلاش می‌کند تا آنها را با کودک درونشان آشنا کند. این موضوع مشکلات فی‌مابین زن و شوهر را حل می‌کند.

آتش بس

بخش اعظم آتش بس به نوعی شبیه کارتون تام و جری است. ژانر فیلم کمدی است. فضای فیلم شاد است. ریتم فیلم سریع است و فیلم یک لحظه هم مخاطب را رها نمی‌کند. همین نکات باعث فروش قابل توجه فیلم شده است. استفاده از چهره‌های معروف سینما هم در استقبال مردم تاثیر زیادی داشته است.

به نظر من این فیلم در مقایسه با کارهای قبلی تهمینه میلانی نظیر واکنش پنجم یک گام به جلو بود. در این فیلم میلانی به جای آنکه مانند فیلم‌های قبلی با دید سیاه و سفید به دنیا نگاه کند و شخصیت‌هایش را به دو دسته بد و خوب تقسیم کند، مشکلی را طرح می‌نماید و به طور علمی و روانشناسانه موشکافی میکند. خطری که البته اینگونه فیلم‌ها را تهدید می‌کند این است که فیلم‌نامه نویس یا کارگردان بدون آنکه موضوع را به تصویر بکشد سعی کند تا مطلب را در قالب جملات شعارگونه از دهان هنرپیشه‌ها به سمع بیننده برساند. خوشبختانه میلانی در این فیلم به این ورطه نیافتاده و دیالوگ‌های فیلم همه روان و قابل باور نوشته شده است.

همانگونه که در پست قبلی تحت نام «عوام‌پسند» نوشته بودم لازم است محصولات فرهنگی متناسب با ذائقه عموم و در راستای دغدغه خواص تولید شود. به نظر من اثر هنرمند زمانی تاثیرگذار و ماندگار خواهد بود که مطالبی با غنای تخصصی کافی را به شکلی جذاب و قابل درک برای عموم مردم به نمایش در آورد. فیلم آتش بس نمونه‌ای از این کار بود. مطمئن هستم بسیاری از بینندگان فیلم بعد از تماشای آن به مفهوم کودک درون اندیشیده اند یا حتی به فکر مطالعه کتابی در این زمینه افتاده اند. برخی دیگر ممکن است دید واقع بینانه‌تری به مشکلات زندگی خود پیدا کرده باشند.

این فیلم بر اساس کتابی به نام شفای کودک درون نوشته شده است. این کتاب نظریه ای را مطرح میکند که براساسآن زندگی همه در دست كودكان درون آن‌‏ها است. هر چه‌‏ این كودك با دقت بیشتری بزرگشده باشد ، شخص زندگی سالم تری خواهد داشت. اگر این كودك آسیبدیده باشد ، شخص افسرده ، ناراحت و عصبی خواهد بود. قبلا در کتابی به نام وضعیت آخر هم مطلب مشابهی در این مورد خوانده بودم.

/ 36 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
Fati

يه عکسی اينجاست باز نميشه؟ راستی سلام!

خاطراتچی

هرچند فيلم را نديدم ولی جسته و گريخته اين طرف و اون طرف چيزهايی راجع بهش شنيدم. انگار ارزش ديدن را داره . اون بحث کودک درون هم شايد به همون فطرت ما ادام ها اشاره می کنه که پاکه و صاف و صيقلی

سلام. در مورد کتاب شفای کودک درون قبلا شنیده بودم ولی کتاب رو نخوندم واجب شد هم کتاب رو بخونم هم فیلم رو ببینم. البته فعلا که زندگیم درست این دو تا کودک برون هست بزرگشون کنم از سر فرصت همه ی فیلمهایی که تعریفشون و می شنوم ببینم

اکرم

باز اسم يادم رفت. دوباره کامنت ميذارم نگيد اين کی بوده بدون نام و يواشکی اومده نظر داده

رها

اما نکته ای که موارد آن را به عینه در جدایی ها دیده ام و در این فیلم هم حضور داشت و چندان به آن پرداخته نشد این بود که زن پس از نا امیدی کامل از همسر، طلاق را به عنوان آخرین تیر ترکش، نه برای جدایی که برای فرار از بلا تکلیفی (به قولی یا رومی روم یا زنگی زنگ) مطرح می نماید چرا که از یکطرف پایمردی همسر برای ادامه زندگی نشانه مثبت از حضور عشق و علاقه تلقی می شود و او را به تمایل حقیقی همسر برای حفظ زندگی مطمئن می نماید و از سوی دیگر در جامعه ما بسیاری از تقاضاهای طلاق به روانشناس مشاورخانواده ارجاع می شود که به نوبه خود در کمک به آنها و نجات زندگی موثر است. رویهم رفته همانطور که گفتم فیلم جالبی بود و مرا برای پیدا کردن و خواندن کتابهایی که ذکر کردید بسیار کنجکاو کرد.

رها

دیشب فرصتی پیش آمد و توانستم فیلم را ببینم. در کل می توانم بگویم فیلم سرگرم کننده، جالب و تا حدی آموزنده ای بود. بخصوص چند جمله و پندی که توسط روانشناس در راه کشف و هدایت صحیح کودک درون مطرح شد به نظرم جالب آمد. البته درنیمه اول، فیلم غیر جدی، بازی بازیگران نه چندان عمیق و رفتارها به حد مبالغه آمیز، غیر واقعی و بچه گانه و در مواردی بی نزاکت بود، اما تحلیل روانشناس در نیمه دوم تا حدی توجیه کننده رفتارهای شخصیتها بود. گرچه در همان قسمت دوم هم ناراحتی مبالغه آمیز یوسف از دوری از سایه تا حد زیادی با روحیات خشن مردانه و نیز رفتارهای قبلی اش همخوانی نداشت. نکاتی به نظرم جالب رسید اول آنکه فیلم در کلیت داستان و نیز در بسیاری صحنه ها تقلیدی از فیلم «خانم و آقای اسمیت» بود که در نوع خود فیلمی جذاب، اکشن، کمدی و نیز دارای حرفهایی برای گفتن هرچند به درصد ناچیز است، بود. حتی با این وجود نیز تهمینه میلانی می توانست مسائل مهمتری از جامعه را هم به تصویر بکشد و به قول معروف با یک تیر چند نشان بزند.

ramin

Salam, man omooman az khoodan mataleb shoma lezat mibaram va say mikonam oonharo donbal; konam. vali ba ehteram be nazaretoon bayad begam in film atash bas yeki az badtarin filmhayi bood ke dar omram dide boodam va ta modati bad az etmame film dar boht boodam ke in chejoori inghadr foroosh karde. nemidoonam chetor mishe ino ba karayi mesle Ajanse shisheyi, Aroosi khooban va hata dar janer komedi ba masalan Leyli ba man ast moghayese kard? ....

قهوه چی

رامین جان قبول دارم که این فیلم با فیلمهایی که نام بردی سنخیتی ندارد ولی به نظرم نوع جدیدی از فیلم است که شاید بتوان آن را فیلم روانشناسانه خواند. برای کسانی که با مسایلی از این دست روبرو بوده اند حس کودک درون ساده است و شاید به همین دلیل فیلم را جذاب یافته اند. ضمن آنکه مسلما همه از یک چیز خوششان نمی اید. نظرات متفاوت است. اگر من و شما زاز فیلم عروسی خوبان خوشمان می آید دلیلی نیست که همه آن را فیلم خوبی بدانند.

صبا

متاسفانه به علت گرفتاری و دغدغه زندگی این پستتان را از دست دادم . اتفاقا این فیلم را در هلند با اصرار دوستی ایرانی دیدیم . فیلم است که گاها آدم رو یاد زندگی خودش با جزییاتش میندازه . بعضی از تیکه هاش انگار کارهای من و همسرم رو به نمایش گذاشته بود گاها به آن قسمت فیلم میخندیدیم . در واقع مقایسه ای بود بین خودت و زندگی دیگرانی چون تو . البته خوشبختانه خیلی از قسمت هاش در زندگی ما وجود ندارند .