موسيقی اصيل ايراني

امروز میخواهم از موسیقی اصیل ایرانی بنویسم. بگذارید در همین ابتدای بحث تاکید کنم که به نظر من موسیقی اصیل را نباید موسیقی سنتی نامید. هرچقدر کلمه «اصیل» مفهوم اصالت و ریشه دار بودن را میرساند و بار معنایی مثبت دارد برعکس کلمه «سنتی» بار معنایی منفی دارد و به چیزی اطلاق میگردد که کهنه شده و دور انداختنی است یا باید با گزینه مدرن و امروزی آن معاوضه گردد. بنابراین ترجیح میدهم بگویم موسیقی اصیل ایرانی.

background.0.jpg

یکی از وجوه فرهنگی ما یعنی یکی از چیزهایی که ما را در دنیای امروز از بقیه ملل و فرهنگ ها متمایز میکند، موسیقی اصیل ایرانی است. موسیقی اصیل نشانه ایرانی بودن ماست. اما اصالت این موسیقی از کجاست؟ اصالت ساز؟ یعنی موسیقی اصیل موسیقی است که با ساز ایرانی نظیر تار و تنبک و سنتور و دف نواخته شود؟ یا اصالت شعر؟ یعنی از اشعار نغز و پر مایه شعرای ایرانی استفاده کرده باشد؟ یا اصالت آهنگ؟ یعنی از دستگاهها و ملودی های ایرانی استفاده کند؟ شاید همه و هیچکدام.

اقبال عموم به موسیقی اصیل در سالهای اخیر افول کرده است. وقتی با مردم خصوصا نسل جوان گفت و گو میکنی غالبا تم غمناک موسیقی اصیل و عدم تحرک آن را دلیل بی علاقگی خود به این موسیقی میدانند. در پاسخ به این عده گروهی از طرفداران موسیقی اصیل را دیده ام که میگویند: «اگر موسیقی را برای شادی میخواهید همان بهتر که دنبال موسیقی اصیل نیایید!». البته موسیقی اصیل ما هم انواع مختلفی دارد. برخی انسان را به فکر وامیدارد. برخی حسی شیرین و نوعی شادی درونی ایجاد میکند. و نهایتا برخی هم بزمی و شاد هستند. بسیاری از موسیقی های محلی را هم باید جزو موسیقی اصیل ایرانی به حساب آورد. من فکر میکنم مردم حق دارند از موسیقی اصیل انتظار انعطاف پذیری بیشتری داشته باشند. قطعا این موسیقی است که باید با نوآوری و خلاقیت بیشتر خود را با خواسته های مردم هماهنگ کند نه اینکه مردم خود را به نوع خاصی از موسیقی اصیل عادت دهند!!

نوآوری در موسیقی اصیل به گونه های مختلف تعبیر شده است. در سالهای اخیر بسیاری تلاش کرده اند ترکیبی از موسیقی اصیل را با موسیقی غربی ابداع کنند تا هم اصیل باشند و هم جوان پسند (البته نه جواد پسند)! گروه اوهام بطور مثال اشعار حافظ را به صورت راک می خواند. برخی خوانندگان مانند علیرضا افتخاری آواز ایرانی را گاها با مخلوطی از سازهای غربی و اصیل میخواند و نهایتا کسانی مانند فرهاد فخرالدینی به بازسازی ملودی های کهن با سازهای نوین میپردازند. به نظر میرسد هیچیک از این ترکیبها نتوانسته جای خالی یک موسیقی ملی و محبوب را پر کند.

آنچه در کنار این نوآوریها در اقبال مردم به موسیقی اصیل موثر است میزان آشنایی آنان با این موسیقی است. ما در کتابهای درسی مان در مورد شعر فارسی بسیار میخوانیم. سبکهای مختلف را می شناسیم. نام و تاریخ تولد و فوت بسیاری از ادبا را حفظ میکنیم که شاید هیچگاه کتابهایشان را نخوانیم. اما هیچگاه در مورد موسیقی اصیل مطلبی نمی آموزیم. آیا جای موسیقی اصیل در نظام آموزشی ما خالی نیست؟ چرا نباید همانگونه که تفاوت قصیده و غزل را می آموزیم در مورد تفاوت ماهور و شور هم مطالبی یاد بگیریم. چه اشکالی دارد مشتاق علیشاه را در کتابهای درسی به کودکان معرفی کنیم؟ آیا شناختن روح الله خالقی کم اهمیت تر از ثمین باغچه بان است؟ آیا بهتر نیست کودکان ما حداقل نام ادوات موسیقی ایرانی را بدانند؟ من فکر میکنم چنین آموزشی کمک خواهد کرد تا نسل اینده کشور با دید باز و آگاهانه تر به موسیقی اصیل نگاه کند. این آشنایی می‌تواند انتظارات آنها را از موسیقی اصیل موجه تر کند و شاید رغبت آنان به گوش سپردن به موسیقی ایرانی و یا فراگیری آن افزایش یابد.

پی‌نوشت: باز هم سالگرد حمله عراق. پارسال در مورد جنگ این مطلب را نوشتم.

/ 27 نظر / 33 بازدید
نمایش نظرات قبلی
abs

در مورد آموزش کاملا؛ موافقم . فهم موسيقی اصيل احتياج به آموزش داره دقيقا؛ مثل موسيقی کلاسيک که افراد آموزش نديده کمتر لذت می برند...

مهدی

سلام فقط اومدم بگم با اون نوشته تون يعني ‌‍‌‹‹هنر نه گفتن›› خيلي حال كردم واقعا قشنگ بود. سعي ميكنم اونو بازنويسي كنم و در وبلاگم بزارم . البته با اجازتون. خدا نگهدار

Fati

ديشب دختری با گوشواره مرواريد رو شبکه ۴ داد که کلی هم سانسور داشت.اومدم مطلبی که راجع بهش نوشتی بخونم ولی پيداش نکردمميشه بهم بگی تاريخش کی بود؟

Fati

چرا آرشيوت کار نميکنه مرد علم؟

کوقه

به نظر من بايد به مردم آموخت که چطوری موسيقی گوش کنند . موسيقی ما ساندويچ نيست که سريع خورده شود ...احتياج به تفکر و تامل دارد .

کوقه

..از اشکالای ديگر موسيقی اصيل عدم توجه کافی موزيسين های ايرانی به تنظيم عرضی و هارمونيزاسيون قطعات است... روند تنظيم خطی قطعات باعث شده که هم نوازی ها چيزی بيشتر از اجراهای سلو را ارائه نکنند.به زبان ساده تر همه با هم يک چيز را اجرا می کنند !

محمود

موافقم!.. ولی اونجا که نظر مردم عام رو در موردش یک حکم کلی برای موسیقی اصیل آوردی ، جالب نیست. خیلی چیزا در نظر عام مشکل داره ولی این دلیل بر مشکل داشتن اون نیست.. عوام بر اثر خیلی چیزا ممکنه تغییر نظر بدن. درک 90 درصد اتفاقا و چیزای همین دنیا هم برای مردم قابل درک نیست.. که دلیل بر نبودش نیست

م

روزنوشت هاي يك دختر متشكّر از هندوستان بعد از مدتها بروز شد صاحب خونه اش خوشحال میشه سر بزنيد

دويد جکوب

دوست گل من سلام. با اون دقتی که در خوندن نوشته هايم داشتی و نظری که گذاشتی من رو خوشحال کردي. راستش من در لا به لای نوشته هايم اين نکته رو گفتم که بخش اعظمی از اين اطلاعات از کتاب مقدس تورا و بخشی از انجيل نقل می شود و يک سری مراجع ديگری نيز هستند که شايد از درستی و صحت مطالب اونها مدرک و دليل محکمی در دسترس نباشه. البته حرف تو در باره تاريخ و شاهد تاريخی ذکر کردن و قضاوت تاريخی کردن کاملا درست و صحيح هست. البته فکر می کنم بيشتر در باره داستان نوح و پسرانش بحث داری که حق با تو هست وگرنه در باره نژاد ساميان و اينکه اعراب و عبريان از اين تيره هستند که شکی نيستن و مدرک و گواهی معتبر زياد هست. من جدا از طرح ايده و نظر نو و متفاوت توسط تو و ساير دوستانم خوشحال می شوم و استقبال هم می کنم.