پايمان را چه اندازه دراز کنيم. مساله اين است.

(قرار بود در مورد نتيجه فوتبال در دنباله همان پست قبلی بنويسم ولی بعد تصميم گرفتم يک مطلب جديد شروع کنم چون تنها به فوتبال محدود نميشود.)

اشتباه نشود. من نه غرور ملی ام را از دست داده ام و نه قصد دارم آيه ياس بخوانم. ولی واکنش های منفی ۲۴ ساعت گذشته به باخت ايران باز مرا به ياد اين موضوع انداخت که ما حد و اندازه خود را نميدانيم و گاها با طرح خواسته های خارج از اندازه باعث نا اميدی بی مورد خودمان می شويم.

از اطراف و اکناف گلايه های زيادی در همين يک روز شنيده ام که چرا باختيم؟ من میپرسم: مگر قرار بود ببريم؟ آيا منطقی است که از تيم ۲۲ ام جهان انتظار برد از چهارمين تيم جهان را داشته باشيم؟ چرا ما بيش از توانمان از خود انتظار داريم؟ من با بلند پروازی موافقم و در جای خود با آن همراه می شوم اما اگر نتيجه حاصل نشد زانوی غم بغل نميکنم و انگشت اتهام به سوی کسی دراز نميکنم. من هم قبل از بازی برای تيم ايران دعا کردم و قلبم برای پيروزی ملی پوشان مان ميزد ولی اکنون که اين بلند پروازی به نتيجه نرسيده نبايد يقه کسی را گرفت و به دنبال مقصر گشت. آيا اگر تيم ما بازی ضعيفی از خود نشان ميداد و هر ۳ گل را در همان ۲۰ دقيقه اول ميخورد (همانگونه که بر روی کاغذ انتظار ميرفت و منطقی به نظر ميرسيد) گلايه ای باقی ميماند؟ در چنين صورتی همه ما به اين نتيجه می رسيديم که شکست دادن مکزيک در حد و اندازه ما نيست و نبايد چنين انتظاری داشته باشيم. اما امروز که تيم گامی به جلو برداشته و حداقل ۷۵ دقيقه بازی زيبا نشان داده و ثابت کرده است که تيم دست و پا بسته ای نيست آيا بايد آماج انتقاد قرار گيرد؟ به چه جرمی؟ اينکه نشان داده فراتر از محاسبات فيفا است و بالاتر از حدی است که کارشناسان فوتبال فکر ميکردند؟ 

ما در بسياری از زمينه ها از خودمان يا از دولتمان يا از مردممان بيش از توانشان انتظار داريم. مثلا شاخص های آمريکا و اروپا را بررسی ميکنيم و بعد مستقيما با شاخصهای کشور خودمان مقايسه ميکنيم و توی سر دولتمان ميزنيم که چرا مثلا اين و يا آن شاخص در ايران با آمريکا و اروپا متفاوت است. بدون آنکه به فرض درآمد سرانه يا بودجه دولت را در نظر بگيريم. از مردم مان توقع داريم اينگونه يا آنگونه باشند و مثلا به مانند مردم فلان کشور توسعه يافته رفتار کنند بدون آنکه بدانيم سطح سواد مردمی که از آن صحبت ميکنيم چقدر است و يا اکثريت آنها با چه درآمدی زندگی ميکنند.

گاهی فکر ميکنم قبول اين موضوع برای ما مشکل است که رسيدن به مدارج بالا امکانپذير است ولی هميشه تلاش ميخواهد و زمان ميبرد. بايد صبر داشت. ما همه چيز را الان ميخواهيم. دوست داريم کاری کنيم که يک شبه به کشوری توسعه يافته تبديل شويم. به ناگاه مورد احترام جهانيان واقع شويم. يک شبه به مهد آزادی و دموکراسی بدل گرديم. در سومين حضورمان در جام جهانی بزرگترين قدرتهای فوتبال را به زانو درآوريم و ....

بلند پروازی ممکن است گاهی نتيجه دهد ولی ايجاد توقع بی جا تنها باعث سرخوردگی ميشود. اگر بخواهم علل عقب ماندگی جامعه ام را نام ببرم قطعا به سرخوردگی و نااميدی به عنوان يکی از علل اصلی آن اشاره خواهم کرد. انتظارات بيش از حد در دراز مدت باعث می شود مردم از به نتيجه رسيدن تلاشها نا اميد شوند.

با همه اينها برای پيروزی تيم ايران در بازی مقابل پرتقال دعا ميکنم و اعتقاد دارم شانس پيروزی ما دراين ديدار بيش از ديدار قبل است. به اميد پيروزی ايران.

/ 21 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شيرين

سلام. من هم قبل از شروع بازی زياد اميدی به پیروزی نداشتم و نتيجه ۲-۰ را پيش بينی کرده بودم. اما وقتی بازی خوب تيممان را در نيمه اول ديدم توقعم بيشتر شدم و احساس کردم شايد با نتيجه مساوی يا ۲- ۱بتوانيم بازی را تمام کنيم. واقعيت اينه که تيم عملا در نيمه دوم از هم پاشيده بود. بايد قبول کنيم که فوتبال ما بيشتر نتايج را بر اساس احساس و نه تکنيک و تاکتيک به دست می آورد. برای همين هم هميشه نتايج غير منتظره است. چون کاملا بسته به mood تیم در آن زمان دارد. اما ناامیدی و انتظار به تغییر یکدفعه و یک شبه را یکی از دلایل عقب ماندگی می دانم و در این مورد با شما موافقم. ببخشید که من هم دیر کامنت گذاشتم. سفر بودم . به زودی آ می کنم. سری بزن

سياوش

سلام. من با خودت موافقم با خاطراتچی مخالف. بابا تيمی که بار چهارم است ميره جام جهانی اگر اشتباه مثل اشتباهات ما نميکرد کمی عجيب بود . ببينيد بازيکنان ما روحيه دارند و بلد هستند تو زمينهای شلوغ بازی کنند ولی ميکزيکيها تجربه حضور بيشتر توی جام جهانی رو دارند . اگر قرار بگم تقصر کی بود بايد بگم تقصير ما طرفدارهای ايران بود که اونقدر پرتوقع هستيم که منتظريم تيم ۴ دنيا رو که خودش مدعی قهرمانيه ببريم. اين دليل نميشه که اگر نيمه اول ما گل بزنيم پس تيم ما هر کاری ميکنه ما هنر کرديم ۵ تا نخورديم نه بخاطر اينکه ما بد بازی ميکنيم بلکه بخاطر اينکه اونها بد بازی کردند تيم مکزيک واقعا اگر بخواهد تو کشورش مورد ارزيابی قرار بگيره همه مردم از نتيجه بدست اومده راضی هستند اما تو دلون ميخواستند مکزيک تيم ايران رو بالای ۵ تا بزنه . ببينيد گل زدن به همه تيمهای دنيا ممکنه ولی بردن از اونها يه کاريه که بعضی وقتها ساده نيست و شايد بشه گفت يه جورائی غير ممکنه اما باز هم اميدوارم که ايران ببره من هم دوست دارم ايران بشه قهرمان جام جهانی ولی خوب ديگه.... خوش باشيد تا دوباره بيام. سياوش

مريم دريايی

سلام.ببخشيد با تاخير آمدم وبلاگتان. به اميد پيروزی ايندفعه شاد و در پناه حق باشيد.

aminmoj

پرتغال رو می زنيم آقا خاطرت جمع.

یاسمن

سلام تارنگار جالب توجهی داريد. مشتاق به تبادل لينک هستيم با شما. و منتظر نظرتون در اين باره همواره پيروز باشيد...

زيتا

سلام.به راستی که درست ميگويی.اين ديگر باند پروازی نيست.رويا پروری است.من نميگويم که توانايی ما کمتر است٫بلکه در شرايط ديگری هستيم.در بيشتر اين کشورها که فوتبال قوی دارند٫بچه ها از کودکی بازی ميکنند.در حاليکه در ايران بيشتر خانواده ها اجازه نميدهند که بچه هايشان در کوچه فوتبال بازی کنند و ميگويند:بچه برو درست را بخوان و بفکر نان باش که خربزه آب است. در عوض از خيلی از کشورهای جهان٫از نظر سطح معلومات بالاتر هستيم.

کوقه

خوب رويا پردازی حد و مرزی نداره مخصوصا در مورد فوتبال که زياد هم قابل پيشبينی نيست ... ولی اين توقع اگر در مورد مسائل منطقی و اساسی باشه درد سر ساز ميشه .

مهشيد

سلام خوبی قهوه چی؟ من صفحت رو ذخيره کردم.بعد از اينکه خووندم برات نظر می ذارم.باشه؟ راستی قهوه چی می يای تبادل لينک کنيم؟

یاسمن

با درود تخت سليمان در آذربايجان غربی است. درست است نام تخت سليمان برای این مجموعه از قرن هفت يا هشت هجری انتخاب شده و نام اصلی آن : آتشکده ی آذر گشسب ، می باشد. اميدوارم پاسختان را دريافت کرده باشيد. ما شما را در پيوندهايمان قرار ميدهيم.اگر شما هم مايل بوديد این کار را انجام دهید ما را خوشحال کرده ايد. همواره پيروز باشيد...