کار گروهی

بارها شنیده یا شاید خود گفته باشیم که در ایران نمی توان کار گروهی انجام داد. شاید خیلی از شما تجربیاتی شخصی از کارهای گروهی، شراکتی یا تیمی ناموفق در ذهن داشته باشید. حتی در سطح ملی هم میتوان به نمونه هایی اشاره کرد. مثلا گفته میشود ایران در ورزشهای انفرادی مانند کشتی بهتر کار میکند تا ورزشهای تیمی. واقعا دلیل این موضوع چیست؟

Team%20work2.jpg

تیم به مجموعه ای از افراد گفته میشود که بتوانند در کنار هم نتیجه بهتری را نسبت به کار انفرادی بدست آورند. این موضوع ثمره آن است که اعضا یک تیم هریک قابلیتهایی دارد که ضعفهای دیگران را پوشش میدهد یا قابلیتهای سایر افراد را تکمیل میکند. مثلا یک کارگردان، یک نویسنده، یک بازیگر، یک گریمور و یک تهیه کننده میتوانند در کنار هم تیمی را تشکیل بدهند که یک نمایشنامه یا فیلم را بسازند. قابلیتهای هریک از این افراد دیگران را تکمیل میکند. یکی از اشتباهات ما غالبا انتخاب نادرست اعضا تیم است. مثلا افرادی را انتخاب میکنیم که همه مانند یکدیگرند و هیچیک برتری در هیچ زمینه ای بر دیگری ندارد. نتیجه رقابت و نهایتا برخورد افراد در گروه برای به دست گرفتن سکان تصمیم گیری گروه است و هیچگاه انسجام لازم در بین اعضا صورت نمیگیرد. مثلا در نظر بگیرید 5 مهندس عمران که همکلاسی بوده و تحصیلات و تجربیات کاملا مشابهی دارند بخواهند شرکتی تاسیس کنند و در یک پروژه با هم کار کنند. قطعا این عده نمیتوانند یک تیم واقعی را تشکیل دهند.

مشکل دیگر نوع روابط ماست. ما از کودکی یاد نمیگیریم که با هم همکاری کنیم بلکه بیشتر یاد میگیریم تا رقابت کنیم و حریف را از میدان به در کنیم. شاید نظام آموزشی ما در این زمینه بی تقصیر نباشد. چه مقدار از نمرات دانش آموزان ما بر اساس کار گروهی است؟ هیچ. نظام آموزشی ما دانش آموزان را تشویق به رقابت با هم میکند ولی هیچگاه آنان را ترغیب به همکاری با هم نمیکند. روحیه سلسله مراتبی از همینجا در ذهن ما جا میگیرد. در نظر بگیرید اگر برخی تکالیف به صورت گروهی انجام میشد و همه گروه نمره یکسانی میگرفتند، از همان ابتدا زمان فرا میگرفتیم که برای موفقیت با هم همکاری کنیم. به یاد دارم وقتی برای کار به یک منطقه دورافتاده رفته بودم این مشکل را به شدت احساس کردم. متاسفانه روح همکاری در بین کارکنان بسیار ضعیف بود و کارکنان علیرغم آشنایی با هم از دوران کودکی تنها کینه ها و اختلافات خود را به یاد داشتند و در محیط کاری تنها سعی در خرد کردن و کوبیدن یکدیگر مینمودند.

فرهنگ ما نیز در این زمینه جای خالی بسیاری دارد. شاید شما هم این ضرب المثل را شنیده باشید که میگویند : «دیگ شراکت هیچگاه به جوش نمی آید!» این گفته قطعا حاصل تجربیات ناموفق ما در انجام کارهای گروهی و شراکتی است. یکی از جنبه های فرهنگی ما که میتواند در شکست کارهای گروهی موثر باشد فرهنگ رودربایستی است. در شراکت یا کار گروهی در بسیاری اوقات روابط کاری از روز نخست مشخص نمیشود و وظایف و انتظارات اعضا از ابتدا تفهیم و روشن نمیشود. افراد خجالت میکشند یا بد میدانند که روز نخست تعیین کنند چه چیزهایی را انتظار دارند. به یاد دارم زمانی دو تن از همکارانم قصد داشتند مغازه ای را با کمک هم احداث کنند. زمانی که تقریبا مغازه آماده کار بود از یکی از آنان پرسیدم که سود را چگونه تقسیم خواهند کرد؟ جواب داد که هنوز در مورد آن تصمیمی نگرفته اند!! آیا فکر میکنید اینگونه شراکت به نتیجه روشنی میرسد؟

یکی دیگر از موانع کار گروهی عدم بازخورد نتایج کار به تمام اعضا است. میگویند در یک تیم زمانی که موفقیتی حاصل میشود همه اعضا گروه میگویند:« این ما بودیم که چنین موفقیتی را آفریدیم» و همه به خود می بالند. این بازخورد مثبت به افزایش انگیزه های اعضا کمک میکند و احساس تعلق آنها را به گروه بالا میبرد. جایی شنیدم که وقتی از نظافتچی ناسا میپرسید که چه کاری انجام میدهد جواب میدهد من هم تلاش میکنم تا مثلا فلان سفینه را به فضا بفرستیم! اما ما گاهی سعی میکنیم تمام ثمرات و ماحصل گروه را به نام خود کنیم و نقش سایرین را کمرنگ جلوه دهیم. نگاهی به همین کشف داروی جدید ایدز در کشورمان بیاندازیم. چگونه است که وقتی کشور به موفقیتی دست می یابد هر کس تلاش دارد این موفقیت را تنها به نام خود بنویسد و حاضر نیست دیگری را در کار خود شریک بداند. آیا این رویه میتواند ادامه همکاری طرفین را در پی داشته باشد؟

موفقیت در دنیای امروز بیش از هر زمان دیگر به همکاری و تعامل بین افراد و کار تیمی احتیاج دارد. امیدوارم بتوانیم با آموزش مردم از طرق مختلف فرهنگ کار گروهی را بالا ببریم. این موضوع از زیربناهای توسعه محسوب میگردد.

/ 24 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
Fati

ببينم اين عکسای که گذاشتی چيه؟ وقتی لينک عکس رو ميدی ،اين جواب رو ميگيری: مشترک گرامي دسترسي به اين سايت امکان پذير نميباشد

شيرين

مدينه گفتی و کردی کبابم! چقدر تا حالا به خاطر نداشتن روحيه همکاری عقب افتاده ايم و کارهايی که می توانستيم انجام دهيم،‌ به ثمر نرسانده ايم .

افشين

آقا ما با اين نتطقه دور افتاده مشكل داريم . دورافتاده از كي ؟كجا؟

Fati

خوب!زياد فکر بد نکردم:)))

aminmoj

گرفتار شديم آقای قهوه چی. شمام قبل از اينکه بياي يه زنگ بزن که ما شرمنده نشيم.

تو

کجايی؟ هنوز که آپديت نکردی.

رها

سلام. عنوان کتاب «از حال بد به حال خوب» هست ترجمه مهدی قراچه داغی. هنوز مطالبش را کامل نخوانده ام. اگر برسم حتما مطلبی در موردش می نويسم. در مورد شناخت درمانی و خودشناسی است. با خواندنش آدم ريشه بسياری از واکنش هايش را درک می کند. کتاب خيلی خوبی است. ترجمه خوبی هم دارد.

قهوه چی

افشين جان منظور از «دورافتاده» در حقیقت دور از جايی است که من قبلا بودم! زياد سخت نگير.

محمود

کار گروهی یعنی تصمیم گیری گروهی یعنی همفکری. یعنی محبت یعنی.... فکر میکنی این چیزا تو فرهنگ لغات ما باشه؟

هاپوتی

تعارفات و عدم رک بودن هم هست در کار های گروهی خانگی!!! و جايگاه پايين کار تخصصی. از نظر علمی زياد برای کار مايه نميذاريم و تخصصی به کار ها نگاه نميکنيم.