حافظ به روایت جلیلی

در این دو هفته گذشته جشنواره فیلم روتردام برقرار بود. تنها فیلمی که فرصت دیدنش دست داد فیلم حافظ بود. ساخته آقای ابولفضل جلیلی. اگر اینترنت را جست و جو کنید به گزارشها و تفسیرهای مثبت بسیاری در مورد این فیلم بر میخورید. شب گذشته هم در یک جمع کوچک از دانشجویان 20 تا 25 ساله هلندی بودم که برخی از آنها فیلم را دیده بودند و از آن به عنوان یک فیلم خوب یاد میکردند. در این میان قصد دارم بر خلاف آب شنا کنم و نقاط ضعف و منفی این فیلم را یاد آوری کنم. نکات بسیاری که مرا از طبقه بندی حافظ به عنوان یک فیلم خوب باز میدارد.

1849919611136139116924141362471055968247.jpg


آقای جلیلی در اظهار نظری گفته است: «من فیلمی كه ساخته‌ام به طور نمادین به حافظ اشاره دارد و بیشتر یك داستان عاشقانه درباره جوانی است كه "حافظ قرآن" است.». واقعیت هم آن است که گرچه این فیلم نام حافظ را یدک میکشد ولی داستان فیلم شباهت چندانی با تصویر ذهنی ما از زندگی حافظ ندارد. فیلم در ابتدا دو جوان به نام شمس الدین محمد را دنبال میکند که یکی در طریق عرفان پیرو یک صوفی بزرگ و دیگری در طریق زهد مقلد مفتی اعظم است. شمس الدین محمد عارف مامور آموزش قرآن به شاخه نبات دختر مفتی اعظم میشود و عاشق او میگردد. داستان با کوششهای شمس الدین محمد برای رسیدن به شاخه نبات ادامه می یابد تا در پایان هر دو شمس الدین محمد یکی میشوند. آقای جلیلی در گفت و گوی بعد از فیلم گفت که داستان واقعی زندگی حافظ معلوم نیست و به همین دلیل او نیز به خود اجازه داده است تا داستان خودش را از زندگی حافظ بسازد.
فیلم در شهرستان چابهار ساخته شده بود. فضای اطراف با آنچه از فضای محیط زندگی حافظ شیرازی انتظار دارید کاملا متفاوت است. خبری از باغ و بستان و آب رکنی و غیره نیست. تا چشم کار میکند بیابان است و بیابان. آقای جلیلی طراحی خاصی برای لباس بازیگران نداشت و مردم محلی چابهار با لباسهای محلی خود در فیلم بازی کرده بودند. آلات موسیقی مورد استفاده در صحنه های فیلم دوتار و دف بود که نه به منطقه چابهار مربوط میشد و نه به شیراز و حافظ. رسوم مردم مانند مراسم عروسی یا خوشامدگویی نیز بیش از آنکه حساب شده باشد به گونه ای من در آوردی بود. در مجموع به بیننده تصویری خورانده میشد که نه تصویری واقعی از محیط زندگی حافظ بود و نه تصویری واقعی از یک زندگی زنده در ایران امروز. آقای جلیلی البته در این مورد گفت که تمام اینها را بر اساس حس خود انتخاب کرده و اجازه داده است تا مردم نیز خود لباس و گویش خود را انتخاب کنند. توضیحی که اصلا مرا قانع نکرد.
مصاحبه بعد از فیلم بیش از پیش نگرش مرا نسبت به این فیلمساز منفی کرد. آقای جلیلی اسلام را به دو شاخه ایرانی و عربستانی تقسیم کرد و گفت که اسلام ایرانی معتدل و از طریق تصوف است و اسلام عربستانی خشن و از طریق زهد است. همه میدانیم که چنین تقسیم بندی سطحی و به دور از واقعیت است. تندروی و اعتدال در تمام دورانها و در تمام کشورها بوده و هست. حتی در زمان حافظ نیز عده ای مرید او بودند و عده ای او را طرد میکردند. من از یک فیلمساز بزرگ که ماهها مشغول ساختن فیلمی در مورد حافظ بوده است انتظار اظهار نظر دقیقتر و کارشناسانه تری داشتم. در پایان حس کردم فیلمسازان ما آنگونه که باید مطالعه نمیکنند و بسیاری از جنبه های فیلم خود را باری به هر جهت پیش میبرند.
اگر بخواهم از دایره انصاف خارج نشوم می بایست از نقاط مثبت فیلم هم بگویم. همانگونه که گفتم فیلم مخاطب هلندی را جذب کرده بود. دیالوگهای فیلم در برخی قسمتها زیبا و پر نغز بود. جلیلی در شکار تصاویر زیبا و تاثیر گذار مهارت دارد و گاهی با یک تصویر ثابت چند ثانیه ای مانند چهره یک پیرمرد روستایی یا وزیدن باد در صحرایی خالی بینندگان خود را به راحتی تحت تاثیر قرار میدهد.

/ 13 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
Raha

راستی به دنبال اطلاعات بيشتر در مورد فيلم بودم که متوجه شدم اين فيلم جایزه ویژه جشنواره رم را در ماه اکتبر دريافتکرده است. جالب بود.

هستی

نمی دانم چرا بعضی براحتی با ساختن یک فیلم یا نوشتن یک کتاب اطلاعات نا درستی را به دیگران می دهند . بخصوص به جماعت غیر ایرانی . در هر صورت مشتاق شدم فیلم را ببینم . در هر صورت نقد شما بسیار بجا می اید . ضمنااز اول بهمن به روزم

شيوا

من می خواهم بدونم کدوم کار با مطالعه قبلی و حساب شده انجام می شه؟ اصلا کی مطالعه می کنه؟ هيچی قرار نيست از پيش بررسی و پيش بينی شه!!!‌ اگه کسی هم این وسط خلاف بقیه عمل کنه که اسمشو می گذارن ملا نقطه ای!!! حساس!!!! پر از وسواس!!!!! همه اينطور زندگی می کنن: چو فردا شود فکر فردا کنيم!!!!!

زيتا

سلام. ساختن يک فيلم آنهم از يک چهره تاريخی،بايد همراه با پژوهش و جمع آوری معلومات باشد.بخصوص که ار جذابيت نام آن چهره استفاده ميکند،بايد به اسانس شخصيتی آن فرد احترام بگذارد.

+مثبت+

aman az -IT-che karake nemikoneh ba in webe bi zaboon /irwa.blogfa.com

Raha

نمی دانم چرا هر چه به نظردانی شما سر زدم يک نفر ديدگاهی گذاشته بود در نکوهش جلیلی که بنا به نقد شما«فیلم را بدون مطالعه ساخته است». حتی آنها که ظاهرا فيلم را هم نديده اند. اصلا چرا عادت داريم در مورد وقایع بر اساس گفته ديگران قضاوت کنيم. هر انسانی برداشت شخصی خودش را از محيط اطراف دارد و ممکن است ما پس از کسب همان اطلاعات ديدگاه ديگری داشته باشيم که در این مورد خاص مطمئنم دیدگاهها شدیدا متفاوت خواهد بود.

علی

سلاموبلاگ خیلی خوندنی و جالبی داری.تقریبا مطالبت رو خوندم.من هم از سفر می نویسم و عاشق سفرم.مرسی

قاسم سلطانی

سلام: واژه ها هرگز نمی توانند در يافتن حقيقت به ما کمک کنند و اگر معنی دست ذهن باشد مشکل را دوچندان می کند. بعضی وقت ها معنی نمی کنيم- سوءففاهم می کنيم.بگذريم من هم بيست سال گذشت که ساکن هلند می باشم. وبلاگتان مفيد و باعث مباهات است. من با سايتی به نام رابطه خودشناسی با سلامتی در خدمت علاقه مندان می باشم

هستی

امسال هم یک جشنواره فیلمایرانی با ۷ فیلم اینجا برگزار شد که تو ۳ شهر آفریقای جنوبی فیلم ها اکران میشه. . ظاهرا استقبال بد نبود... به روزم .